شمارهٔ ۴۵۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف شخصیت و ویژگیهای بارز یک پادشاه میپردازد که او را بینظیر و سزاوار قدرت و عظمت میداند. شاعر به ستایش صفات خوب پادشاه میپردازد و از آثار نیک و خوشی که در دوران او به وجود آمده، صحبت میکند. به تصویر کشیدن باغی زیبا و پر از جواهرات و نعمتها، نمادی از شکوه و رونق دوران سلطنت اوست. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که هیچ کس به اندازه او در خدمت به بندگان و برقراری عدالت و امنیت موفق نبوده است. در نهایت، شاعر میگوید که در زمان حکومت او، دنیا به او به عنوان مرکزی برای قدرت و ثروت مینگرد و هیچ چیز ارزشمندتر از جان او در برابر چشمان او نیست.
نبود چون تو مَلِک در جهان جهاندارینیافرید خدای جهان تو را یاری
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ حاکمی به عظمت و شکوه تو وجود نداشته است و خداوند نیز برای یاریات در این جهان کسی را نیافریده است.
خجسته آمد دیدار تو به عالم برخدایگان چو تو باید خجسته دیداری
هوش مصنوعی: دیدار تو در این جهان بسیار مبارک است، زیرا کسی مانند تو لایق چنین دیداری است.
تو راست مُلک و سزاوار آن تویی به یقینخدای، مُلک نبخشد به ناسزاواری
هوش مصنوعی: تو یقیناً شایستهی سلطنت هستی و خداوند به کسی که شایسته نیست، قدرت و سلطنت نمیدهد.
به روزگار تو نیکی رسید و روز بدیمیان نیک و بد از تیغ توست دیداری
هوش مصنوعی: در زمان تو، خوب و نیکویی به وجود آمده و روزهای بد میان نیک و بد به واسطهی تندروی و قضاوت سخت تو قابل مشاهده است.
اگر به روم شود یک مبارز از سپهتبتی نمانَد در مُلک روم و زناری
هوش مصنوعی: اگر یکی از جنگجویان تو به روم بیاید، دیگر هیچ نشانهای از بتها در سرزمین روم و زناری باقی نخواهد ماند.
موافق تو بهاقبال تو سرافرازستمخالف تو نباشد مگر نگونساری
هوش مصنوعی: موفقیت و خوشبختی تو به خاطر مثبتنگری و روحیهی خوب تو است، و کسی که با تو نیست، فقط در حال نزول و افول قرار دارد.
مراد و کار تو دولت چنان همی سازدکه در جهان نرود بیمراد تو کاری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که سرنوشت و قدرت تو بهگونهای رقم میخورد که هیچ چیزی در دنیا بدون دستیابی به خواستهها و آرزوهای تو به انجام نمیرسد.
عماد دولت نعمت فدای خدمت کردبهمال گشت جمال تورا خریداری
هوش مصنوعی: عماد دولت برای خدمت به تو، ثروت و نعمت خود را فدای تو کرد و به این ترتیب، زیبایی تو را به دست آورد.
درخت و باغ عمادی که ساخته است تو راز باغ و قبهٔ کسری به است بسیاری
هوش مصنوعی: درخت و باغی که تو را ایجاد کرده، از باغ و قبهٔ کسری زیباتر است.
چنین درخت و چنین باغ تا جهان بودستکسی نداد نشان و ندید دیاری
هوش مصنوعی: درخت و باغی به این زیبایی تا زمانی که جهان هست، وجود نداشته و هیچکس نشانی از آن نداشته و دیاری را ندیده است.
ز زر ناب گهر بر درخت طاوسیمیان باغ ز یاقوت سرخگلزاری
هوش مصنوعی: در باغی پر از گلهای سرخ، جواهری از زر خالص بر درخت طاووس قرار دارد.
نشاند بر سر صندوق باز نعره زناننمود با دم طاوس خوب کرداری
هوش مصنوعی: در کنار صندوق، با صدای بلند و نالهای دلخراش، طاووس زیبایی را به نمایش گذاشت.
چهارگاو و دو مردند در میانهٔ باغهمی زنند به گرد درخت هنجاری
هوش مصنوعی: در وسط باغ، چهار گاو به همراه دو مرد در حال چرخیدن و گرداندن درختی هستند.
زمشک و عنبر و یاقوت و لعل و مرواریدنهاده بر سر هر شاخگونهگون باری
هوش مصنوعی: بر روی هر شاخه، مواد باارزش و زیبایی مانند مشک، عنبر، یاقوت، لعل و مروارید قرار دارد که نشاندهندهی تنوع و زیبایی طبیعت است.
ازین جواهر وزین عطرها هزار یکیگهرفروشی هرگز ندید و عطاری
هوش مصنوعی: از این همه جواهر و عطرهای خوشبو، هیچ جواهر فروشی و عطاری چنین چیزهایی را هرگز ندیده است.
اگر به شرح بگویم صفات این مجلسنماندم ملکا فکرتی وگفتاری
هوش مصنوعی: اگر بخواهم ویژگیها و صفات این مجلس را به دقت بیان کنم، دیگر نه فکر و نه زبانی برای من باقی نخواهد ماند.
سپاهدار تو شاها چنین کند خدمتکراست در همه عالم چنین سپهداری
هوش مصنوعی: ای پادشاه، کسی که در خدمت توست و فرماندهی میکند، در دنیا هیچکس به این اندازه شایسته و کارآمد نیست.
ز بهر دیدن دیدار تو گهربارستکه دیده در همه گیتی چنین گهرباری
هوش مصنوعی: برای دیدن روی تو، دنیا همچون گوهر باارزش است، زیرا در تمام جهان چنین جواهری وجود ندارد.
نثارکرد زدینار و خواستی ملکاکه هدیه کردی جانی به جای دیناری
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تفسیر عمل بخشش و فدای نفس در مقابل چیزی بسیار ارزشمند میپردازد. او میگوید اگر تو خواستی که به ملکه یا کسی مقام والایی بدهی، باید جان خود را که از هر دیناری با ارزشتر است، فدای او کنی. به عبارتی، گاهی ارزش یک چیز به فدای نفس و عشق به دیگران است و این بیشتر از هر مالی اهمیت دارد.
اگر بخواهی امروز جان برافشاندکه مال را نبود قیمتی و مقداری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی امروز جان خود را فدای چیزی کنی، باید بدانی که مال و ثروت هیچ ارزشی ندارد و قابل اندازهگیری نیست.
همیشه تا که بود در زمانه حیوانیهمیشه تاکه بود بر سپهر سیاری
هوش مصنوعی: در هر زمان که موجودی زنده در این دنیا وجود داشته، ستارهای نیز در آسمان درخشیده است.
همه جهان چو یکی نقطه باد درکف توبهگرد نقطه زحکمتکشیده پرگاری
هوش مصنوعی: تمام جهان به مانند یک نقطه در دستان توست و به دور این نقطه، پرگاری از حکمت میچرخد.
تو جام بادهٔ عنابگون گرفته بهدستمخالف تو بهدست بلا گرفتاری
هوش مصنوعی: تو لیوانی پر از شراب سرخ رنگ را در دست داری و در دنیایی که با مشکلات و سختیها روبرو هستی، همچنان به نوشیدن و لذت بردن مشغول هستی.