شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم عشق و بیوفایی است. شاعر از معشوق درخواست میکند که او را تنها نگذارد و از وعدههای قدیمی فراموش نکند. او احساس میکند که اگرچه دیگران هم او را میخواهند، اما تنها اوست که برای معشوق اهمیت دارد. شاعر به عشق و وابستگی عمیقش به معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با خوبی و لطافت با دل شکستهاش رفتار کند، در غیر این صورت عشقشان بیمعنی خواهد بود.
ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرامگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا
هوش مصنوعی: ای زیبای ماهرو، از درد عشق مرا تنها نگذار. پیشینهام را فراموش نکن و هرگز از کنارم نرو.
به محالی و خطائی که تو را هست خیالخط مکش بر من و بیهوده میازار مرا
هوش مصنوعی: به دلیل افکار و توهماتی که درباره تو دارم، لطفاً به من آسیبی نرسان و بیدلیل آزارم نده.
چند گویی که به یکبار زبونگیر شدیمن زبونم تو زبانگیر مپندار مرا
هوش مصنوعی: هرچه به من بگویی که با یک بار صحبت کردن توانستهای مرا جذب کنی، اشتباه نکن که من هم به خوبی میتوانم صحبت کنم و تو را تحت تأثیر قرار دهم.
از همه خلق من امروز خریدار توامگرچه هستند همه خلق خریدار مرا
هوش مصنوعی: امروز من تنها کسی هستم که تو را میخواهم، حتی اگر دیگران هم به من توجه دارند و مرا میخرند.
تو شناسی که به جز من نسزد جفت تو رامن شناسم که به جز تو نسزد یار مرا
هوش مصنوعی: تو خوب میدانی که هیچکس به جز من شایسته یار تو نیست، و من نیز میدانم که به جز تو، هیچکس شایسته عشق من نیست.
تا طلبکار سر زلف تو باشد دل منبا تو باشد به همه حال سروکار مرا
هوش مصنوعی: هر زمان که کسی در پی زیبایی و جذابیت تو باشد، دل من نیز در هر شرایطی با تو خواهد بود و به تو وابسته است.
آیم ای دوست به نزدیک تو بارم ندهیخود دلت بار دهد تا ندهی بار مرا
هوش مصنوعی: ای دوست، من به نزدیکی تو میآیم، اما تو طاقت بار آوردن دلت را نداری و نمیتوانی بار من را نیز بر دوش بگیری.
گر همی با من دلخسته تلطف نکنیبه تکلف چه دهی عشوهٔ بسیار مرا
هوش مصنوعی: اگر با من دلشکسته نرمش نکنی، این قساوت چه سودی دارد وقتی که این همه محبت را به من نخواهی بخشید؟