تناجی
امیر معزی نیشابوری

شمارهٔ ۱۱

جهان ‌گشاده ثنای تو را چو شیر دهانزمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر
غبار موکب تو کرده چشم گردون کورصهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر
فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردمربود تیغ تو هر لحظه‌ای از آن لشکر
هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشنهزار مغفر و سر در میانه مغفر