شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به بیان احساسات و تفکرات خود درباره دوست و گوهری که در مجلس او حاضر است، میپردازد. او میگوید که در این محیط شریف، از گوهر صحبت کرده و اشعارش را با دقت و شناخت از خود ارائه میدهد. او همچنین به وجود تضادها در دنیا اشاره میکند؛ جایی که انسانها هم میتوانند بزرگ و عزیز و هم خوار و پست باشند. به دشمنان خود ناخوش را تسلیت میگوید و به دوست خود احترام میگذارد و برای او دعا میکند که در هر لحظه مورد توفیق الهی قرار گیرد.
دریاست خاطر من و گوهر در او سخندر مجلس شریف تو گوهر کنم نثار
هوش مصنوعی: فکر من مانند دریا است و در آن گوهرهایی وجود دارد. در محفل با ارزش تو، این گوهرهای گرانبها را نثار میکنم.
شعری که خاطرم به معانی بپروردباشد یکی طویله پر از در شاهوار
هوش مصنوعی: شعری که در ذهن من پرورش میدهد، مانند یک طویله است که پر از نعمتهای با ارزش و گرانبهاست.
در نقد و در شناختن شعرهای خویشبر همت و کفایت تو کردم اختصار
هوش مصنوعی: در ارزیابی و آشنایی با اشعار خود، تلاش و توانمندی تو را مختصر بیان کردم.
تا هست در زمانهٔ فانی بلند و پستتا هست در میانهٔ گیتی عزیز و خوار
هوش مصنوعی: تا وقتی که در این دنیا موجودات با مقام و محبوبیت و همچنین موجودات بیمقدار وجود دارند، همواره بالا و پایین در جامعه وجود خواهد داشت.
بادی بلند و دشمن تو باد سرنگونبادی عزیز و حاسد تو باد خاکسار
هوش مصنوعی: به توفیق الهی، دشمنت را به زمین میزنم و کسی که به تو حسادت میورزد، در برابر تو فروتن و خوار خواهد بود.
اقبال همنشین تو بالصیف و الشتاءتوفیق رهنمای تو فی اللیل و النهار
هوش مصنوعی: اقبال در اینجا به خوشاقبالی و سعادت اشاره دارد که با تو وجود دارد. در حقیقت، تو همچون آفتاب و باران هستی که در تمام روز و شب، راهنمای او در زندگیاش میشوی. یعنی حضور تو به اقبال و موفقیت او کمک میکند و او را در مسیر درست هدایت میکند.