شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و لذتهای دنیوی صحبت میکند و به نوشیدن شراب و شادیهای زندگی اشاره میکند. او به بلبل و فاخته اشاره میکند که نماد عشق و زیباییاند و میگوید که با کرشمه و طاوس، به زندگی و خوشیها پرداخته شود. شاعر به شوق و احساسات خود در مواجهه با زیبایی طبیعت و عشق پرداخته و همچنین به زودگذر بودن زندگی اشاره میکند. به طور کلی، شعر به دعوت به شادی و زندگی در لحظه میپردازد.
بیار فاخته مهرا شراب غالیه بویکه خاک غالیه رنگ است و روز فاختهگون
هوش مصنوعی: آوردن فاخته و ماه را همراه با شرابی گرانبها، زیرا بوی آن خاکی که رنگش شبیه روز فاخته است.
تو با کرشمه طاوس پیش من بخراماگر ز سرما طاوس شد ز باغ برون
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و ناز خود پیش من بیا و بگرد، اگر به خاطر سرما، طاووس از باغ بیرون آمد.
چنانکه باز نسیمن گرفت بر سرکوهبگیر بازی کز حلق و برآید خون
هوش مصنوعی: به مانند اینکه نسیم ملایمی بر قله کوه میوزد، بازی کن که در این بازی ممکن است صدایی از درونت بلند شود و خون به جوش بیفتد.
از آن کفی که چو موی حواصل آمد گرمقدح بده که جهان پر حواصِل است کنون
هوش مصنوعی: به خاطر آن لذتی که مانند موی لطیف و نازک بر تن مینشیند، اکنون قدحی پر از شراب بده، زیرا جهان اکنون پر از لذتها و خوشیهاست.
برفت بلبل و ما را ز رفتنش چه زیانکه بلبل است ثناگوی شاه روزافزون
هوش مصنوعی: بلبل رفت و ما از رفتن او هیچ ضرر نمیبینیم، چون بلبل همواره برای شاه داستانهای زیبا میسراید و او را ستایش میکند.