شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تمام خواستهها و عقلش تحت تأثیر عشق به معشوق قرار گرفته و دیگر چیزی برایش باقی نمانده است. دلش توانایی تحمل غم معشوق را ندارد و با غم او همهچیزش دچار تغییر شده است.
در عشق تو ای صنم مرا رای نماندوان طبع لطیف حکمت آرای نماند
هوش مصنوعی: در عشق تو ای معشوق، دیگر چیزی از عقل و تدبیر من باقی نمانده است و آن روح لطیف و زیبای حکمت هم در من نمیتواند به کار آید.
بر جای همی بود دلم بیغم توتا جای غم تو گشت بر جای نماند
هوش مصنوعی: دل من بدون غم تو همیشه آرام بود، اما حالا که غم تو در دلم جا گرفته، دیگر آرامش و جایی برای آن باقی نمانده است.