شمارهٔ ۱۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و اندوهی که به خاطر معشوقش به دل دارد سخن میگوید. او هر شب از این غم رنج میبرد و هرچند که حکمتهای عقل را نمیپذیرد، اما خیال معشوق مدام در ذهنش است و او را دچار تشنگی عاطفی میکند. این تشنگی به حدی است که شاعر خود را در حال مرگ میبیند.
هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرمپندی که خرد دهد من آن نپذیرم
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر غم تو از زندگی دل برمیدارم و از حکمت عقل نصیحتی که به من میدهد را نمیپذیرم.
تا روز نهد خیال تو در پیشمصد چشمه و من ز تشنگی میمیرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که تصویر تو در ذهنم نقش ببندد، صد چشمه آب جاری است و من از شدت تشنگی میمیرم.