تناجی
امیر معزی نیشابوری

شمارهٔ ۱۷۴

یار از غم من خبر ندارد گویییا خواب به من‌ گذر ندارد گویی
تاریکترست هر زمانی شب منیارب شب من سحر ندارد گویی