شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره وضعیت دردناک و عذابآور عشق سخن میگوید. شاعر از تنهایی و جنون ناشی از عشق شکایت دارد و از عقل میخواهد که او را از این حال نجات دهد. او به مصلحتاندیشی عشق اشاره میکند و ناامیدیاش را از دیدن معشوقش بیان میکند. شاعر دردمندانه از صبر و تحمل خود در برابر ملامتها میگوید و از عاقبت ناپسند عشق و دشمنیهایی که در راه دارد، سخن میگوید. در نهایت، او میخواهد که بتواند به وصال عشقش برسد اما احساس میکند که وقتش به پایان رسیده است.
عشق پیدا میکند تنها مرایار بر در میزند عذرا مرا
هوش مصنوعی: عشق تنها به سراغ من میآید و یارم بر در میکوبد و این عذرا (عذرا به معنای دختر جوان و معصوم) مرا میطلبد.
عقل کو تا از جنونم واخرد؟وارهاند زین همه سودا مرا
هوش مصنوعی: عقل کجا است که از دیوانگیام نجاتم دهد؟ و از همه این افکار و دغدغههایم آزادم کند؟
عشق! اگر سودا نکردی بر سرمعقل! کی بگذاشتی تنها مرا؟
هوش مصنوعی: اگر در عشق به جنون نرفتی، پس چرا عقل را بییار و یاور بر دوش من گذاشتی؟
مصلحتاندیشِ من در دست عشقکاشکی بگذاشتی حالا مرا
هوش مصنوعی: ای کاش عشق مرا به حال خود واگذار میکردی تا بتوانم در مورد مصلحتهایم بهتر فکر کنم.
عاقبت روزی ببیند در مرادچشم شببیدار خونپالا مرا
هوش مصنوعی: در نهایت روزی خواهد رسید که من به آرزوی دلخواهم میرسم و در دل شب، با چشمان بیدار، بر روی خون خودم میایستم.
گوییا هر دم به دم در میکشندتیرهشبهای نهنگآسا مرا
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که هر لحظه مانند آنکه شبهای تاریک و عمیق مرا به درون خود میکشند.
صبر اگر بگریزد از من عیب نیستعشق میآرد به سر غوغا مرا
هوش مصنوعی: اگر صبر از من فرار کند، اشکالی ندارد، چون عشق در سرم غوغایی برپا میکند.
عقل مسکین از جهان شد برکنارکاش بودی طاقت او را مرا
هوش مصنوعی: عقل بیچاره از این دنیا جدا شده، کاش که تو هم میدانستی چقدر توان و صبر او کم است.
تا کی از جور ملامت گر که کرددر میان انجمن رسوا مرا؟
هوش مصنوعی: مدت زیادی نیست که من به خاطر نیش و کنایههای دیگران در جمع به تبال افتادهام.
قسمت من بین و روزیِ رقیبروز عید او را، شب یلدا مرا
هوش مصنوعی: قسمت من در روزی است که رقیب من در عید خوشحال است، اما شب یلدا برای من خود را نشان میدهد.
با حبیبم گفته بودهست آن لئیمبیش از این طاقت نماند این جا مرا
هوش مصنوعی: با دوست عزیزم صحبت کردهام و گفتهام که دیگر نمیتوانم در اینجا بمانم و اینجا تحملم تمام شده است.
از درون شهر و درگاهِ حرمیا نزاری را برون بر یا مرا
هوش مصنوعی: از میان شهر و دروازه حرم، یا نزار را بیرون ببر، یا مرا.
دشمنم را خود غرض این است و بستا ز وامق افکند عذرا مرا
هوش مصنوعی: دشمنم تنها به خاطر منافع خودش این کار را میکند تا مرا در موقعیتی بد قرار دهد و رسوایم کند.