شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای طبیعت و لذت مطالعه در فصل بهار سخن میگوید. او تصویری از باغی زیبا با گلها و میوهها را به تصویر میکشد و از ساقی میخواهد که مشروبات را به دور بچرخاند، زیرا در این دنیا چیزی به ثبات نیست. شاعر همچنین بر اهمیت صلح و دوستی تأکید میکند و از نقش هنر و موسیقی در بالا بردن روح انسانها صحبت میکند. او به تفاوتهای اجتماعی اشاره میکند و میگوید که در مجلس آزادگان، تفاوتی میان گدا و سلطان وجود ندارد. در نهایت، به دعا و امید به آینده بهتر اشاره میکند و میگوید که دلها همه در آتش دعا هستند تا روزگار خوب برسد.
خوشا مطالعه کردن جمالِ بستان رابه موسمی که صبا تازه می کند جان را
هوش مصنوعی: خوشا زمانی که در باغ زیباییها را تماشا کنی و نسیم ملایم جان تازهای به تو میبخشد.
میانِ باغ خرامان گرفته دست به دستنگارِ سیب زنخدانِ نار پستان را
هوش مصنوعی: در میان باغ، کسی با آرامش قدم میزند و دست در دست همسری دارد که زیباییاش مانند سیب و نرمیاش مانند میوه نار است.
قدح به دور بگردان دمادم ای ساقیکه نیست رویِ ثباتی سپهرِ گردان را
هوش مصنوعی: ای ساقی، هر لحظه جام را بچرخان و پر کن، زیرا آسمان همیشه ثابت نیست و تغییر میکند.
به مذهبِ صلحا شربِ آبِ رزنهی استبده ، بیار ، ستیزِ صلاح جویان را
هوش مصنوعی: به عقیده پاکان، نوشیدن آب زلال و صاف به مانند آرامش و صلح است. بیا و این کار را انجام بده، بدون تنش و درگیری، تا نیکمردان به هدفهای خود دست یابند.
فغان زچنگ برآورد پیاپی ای مطربوز آن فغان مددِ روح بخش انسان را
هوش مصنوعی: آه و فریاد از ساز بلند میشود، ای سازنده آهنگ، و از این فریاد، روح انسان را کمک کن.
خلافِ مدّعیان است التفات به چنگبزن به تار علی رغمِ جانِ نادان را
هوش مصنوعی: توجه به واقعیات و حقایق زندگی، برخلاف ادعاهای کسانی است که فقط به ظواهر میپردازند. باید با قاطعیت و جدیت به مسائلی که برای ما اهمیت دارد، بپردازیم، حتی اگر این کار برای افرادی که نمیدانند دشوار باشد.
خوش است مجلس آزادگان که فرقی نیستمیانِ مجمعِ ایشان گدا و سلطان را
هوش مصنوعی: مجلس آزادگان بسیار دلپذیر است زیرا در آن هیچ تفاوتی میان تهیدستان و پادشاهان وجود ندارد.
زوال دور مبیناد مجلسی که دروستبتی که نیست چو او در بهشت رضوان را
هوش مصنوعی: از دیدن زوال و نابودی در مجلسی غافل نشو که در آن مجسمهای وجود دارد که مانند آن در بهشت رضوان نیست.
نزاریا اگرت ره نمی دهند آن جاعجب مدار که دفعی معیّن است آن را
هوش مصنوعی: اگر در جایی که میخواهی بروی به تو اجازه نمیدهند، تعجب نکن؛ چون که این مسیر از قبل مشخص شده است.
سپندِ دل همه بر آتشِ دعا دارندچه گونه چشم رسد روزگارِ ایشان را
هوش مصنوعی: دلها همه در انتظار اثر دعاها هستند، اما چگونه میتوان انتظار داشت که روزگارشان به خوبی بگذرد؟