شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و محبت دوستان خود اشاره دارد و بیان میکند که هیچگاه نمیتواند به یاد آنان نباشد. او از شوق و اشتياق خود به دوستان میگوید و اینکه همین یاد آنها سبب زنده نگهداشتن اوست. احساسات او به قدری عمیق است که حتی در مواجهه با دشمنان، فقط یاد دوستانش را در نظر دارد و به آن اهمیت میدهد. او میگوید که از صحبت با دوستانش بیشتر از هر چیز دیگر لذت میبرد و برعکس، نزدیکی به آنها برایش ارزشمندتر از هر مقام و مکانی است. شاعر در انتها به عواطفش اشاره میکند و احساس میکند که حتی در روز قیامت هم هیچ نیازی به پاسخگویی از رقبایش ندارد، زیرا عشق و یاد دوستانش برایش بسنده است.
با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرابی یادِ دوستان نرود یک نفس مرا
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند مرا به یاد دوستانم فراموش کند؛ حتی یک لحظه هم نمیتوانم از یاد آنها دور شوم.
مشتاقِ دوستانم تا می رود نفسهرگز ز سر برون نرود این هوس مرا
هوش مصنوعی: من همیشه به دوستانم علاقهمندم و هیچگاه این احساس را از یاد نمیبرم.
لبّیکِ دوست می زنم و مست می دومگو خواه محتسب زن و خواهی عسس مرا
هوش مصنوعی: به دعوت دوست پاسخ میدهم و در حال مستی به سوی او میروم، خواه بخواهد که نوشیدنیام را بدهد و خواه بخواهد که نگهبان مرا بگیرد.
حاجت به تیغ نیست بگویید با رقیبیک غمزه زان دو چشم پرآشوب بس مرا
هوش مصنوعی: به شمشیر نیازی نیست، با رقیب بگویید که فقط یک اشاره با آن دو چشم پر از غم کافی است تا من را تحت تأثیر قرار دهد.
با شاه گو بگوی که با دوستان دمیخوش تر ز تخت گاه تو آید حرس مرا
هوش مصنوعی: به شاه بگو که لحظهای با دوستان بودن و خوش بودن برای من از نشستن بر تخت سلطنت او مهمتر است.
برمن به جز ولی همه ملک ار شوند خصمگو پوست در کشند زسر چون عدس مرا
هوش مصنوعی: اگر همه مملکت و ملکها هم دشمن من شوند، باز هم کسی جز ولی و دوست من نمیتواند به من آسیب برساند. مانند این که اگر پوست من را بکنند، از سرم چیزی جز مغز عدس باقی نمیماند.
من در قیامتم ز رقیبانِ کویِ دوستحاجت به حشر نیست دگر زین سپس مرا
هوش مصنوعی: در روز قیامت، نیازی به جمع شدن در میان رقبای معشوق ندارم، چون پس از آن، دیگر چیزی نمیخواهم.
سیلی چنین که می رود از دیده در کنارمعذورم ار به چشم در آید ارس مرا
هوش مصنوعی: من در کنار این سیلی که از چشمانم میریزد، معذور هستم اگر اشکهایم برای تو قابل دیدن باشد.
تا وارهاندم ز نزاری دریغ اگربودی به توبه کردن دل دسترس مرا
هوش مصنوعی: اگر من از ناامیدی رها شوم، افسوس که اگر تو قادر به توبه کردن بودی، دل من در دسترس تو بود.