شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و درد و رنج ناشی از جدایی سخن میگوید. او احساس میکند که یارش او را در آتش عشق نشانده و روزگارش را به چالش کشیده است. اگر چشمانش راز دلش را برملا کند، در آتش عشق چه میتواند بکند؟ او به شدت تحت تأثیر بلای عشق است و نمیتواند در مقابل آن مقاومت کند. همچنین، از دوستش میخواهد که او را خوار نکند، زیرا دوستانش او را رها کردهاند. شاعر ابراز میکند که نمیخواهد جز عشق یار خود چیزی دیگر داشته باشد و در غیاب او هیچ آرامشی ندارد. او در آتش عشق و درد انتظار خود غرق شده و از یارش میخواهد که ناامیدی را بر او روا نداشته و به او امید دهد.
برفت و بر سر آتش نشاند یار مرابه پای حادثه افکند روزگار مرا
هوش مصنوعی: یارم رفت و روزگار مرا در میان مشکلات و دشواریها قرار داد و به آتش انداخت.
گر آشکار کند آب دیده راز دلممیان آتش سوزان چه اختیار مرا
هوش مصنوعی: اگر اشکهای من راز دلم را فاش کند، در حالی که میان آتش سوزان هستم، من چه راهی برای انتخاب دارم؟
چنان نکرد کمند بلای عشقم صیدکه قید عقل کند بعد از این شکار مرا
هوش مصنوعی: بلای عشق من به گونهای نبود که عقل مرا مجبور به تسلیم کند؛ پس از این، من دیگر شکار حوادث محبت نخواهم شد.
می فکن از نظر عزّتم چنین ای دوستکه دوستان همه بگذاشتند خوار مرا
هوش مصنوعی: ای دوست، مرا در نظر عزت خود بینداز و تا آنجا که میتوانی از من دور کن، زیرا این دوستان همگی نزد من ارج و منزلتی نگذاشتند و نادیدهام گرفتند.
زمانه را چه حسد بود در میانه ز منکه کنار تو افکند بر کنار مرا
هوش مصنوعی: زمانه چه مسألهای دارد که در میانه، از من حسادت کند، در حالی که مرا کنار تو قرار داده است؟
من از تو هیچ دگر جز همین نمی خواهممباش بی من و بی خویشتن مدار مرا
هوش مصنوعی: من از تو چیزی جز این نمیخواهم: بی من نباش و خودت را از من جدا نکن.
تویی مرادِ من از کاینات و موجوداتبه هر چه غیر تو باشد چه کار مرا
هوش مصنوعی: تو تمام آرزوها و هدفهای من در این جهان و موجودات هستی، و هر چیزی که غیر از تو باشد برای من اهمیت ندارد.
موکّلان خیالت نمی هلند دمیکه بی وجود تو جایی بود قرار مرا
هوش مصنوعی: نگران نباش، خیال تو را ترک نمیکند حتی برای لحظهای وقتی که تو در کنارم نیستی و هیچ مکانی نمیتواند آرامش من را فراهم کند.
دلی پر آتش و چشمی پر آب خواهم رفتشهیدم ار بکشد دردِ انتظار مرا
هوش مصنوعی: دل پر از عشق و اشتیاق دارم و چشمانم پر از اشک است. اگر در انتظارم بمیرم، همچنان به این مسیر ادامه میدهم.
به شفقت تو نزاری امیدها داردروا مدار چنین نا امیدوار مرا
هوش مصنوعی: به مهربانی تو، امیدهایم زندهاند، پس مرا اینگونه ناامید نکن.