شمارهٔ ۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درد و رنج خود اشاره میکند و از مسلمانان میخواهد تا در مورد درمان غم و اندوهش چارهای بیندیشند. او از وضعیت ناگوارش میگوید که به خاطر نبود محبت و آرامش، دچار غم و اندوه شده است. شاعر به عدم تواناییاش در دیدار معشوق و پایان انتظار اشاره میکند و میگوید که حتی در دیوانگیاش، هنوز هم امید به وصال دارد. او از بیخویشی و بیمهری مینالد و بیان میکند که نه شبها خوابش میآید و نه روزها، و آرزو دارد که معشوقش از حال او اطلاع پیدا کند. در نهایت، با صدای زاری از عشق میگوید که اگر در هوای معشوق بمیرد، این میتواند بزرگترین سعادت او باشد.
بگویید ای مسلمانان که درمان چیست کارم راکه چشم بد رسید آخر نظام روزگارم را
هوش مصنوعی: بگویید ای مسلمانان، چه درمانی برای مشکل من وجود دارد، چرا که بدی به من آسیب رسانده و اوضاع زندگیام اختلال یافته است.
نکردم شکر ایّامی که با آرام دل بودمدرین غم اوفتادم رغم جانِ غم گسارم را
هوش مصنوعی: من در روزهایی که با قلبی آرام زندگی میکردم، شکرگزاری نکردم و حالا در غم افتادهام، با اینکه جانم را برای رهایی از غم میگذارم.
نه روی وصل جانان را نه درمان درد هجران رانه محرم راز پنهان را نه پایان انتظارم را
هوش مصنوعی: نه ملاقات محبوب را دارم، نه درمانی برای درد جداییام، نه کسی را دارم که به رازهای پنهانم پی ببرد، و نه پایانی برای انتظارم.
خلاصی گر چه مجنونم وصالی گر چه مهجورمهنوز این چشم می باشد دل امیدوارم را
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دیوانهام و به وصال معشوق نرسیدهام، همچنان این چشم من امید قلبم را زنده نگه داشته است.
چه حاصل از منِ بی دل ز بی مهری و بی خویشیچو عشق از دست نگذارد زمامِ اختیارم را
هوش مصنوعی: از آنجا که من دلی ندارم و بیعاطفهام، چه فایدهای برایم دارد که تحت تأثیر بیمحبتی و بیاحساسی قرار بگیرم، وقتی که عشق کنترل زندگیام را از دستم گرفته است؟
نماز شام وامانم به سرخی چون شفق ماندکه تا سر پر کند چشمم ز خون دل کنارم را
هوش مصنوعی: نماز شام من به حالتی است که رنگش به سرخی آسمان در لحظه غروب شباهت دارد. این نمازم به قدری پر از احساس است که چشمم پر از اشک و غم دل شده و نمیتوانم به اطرافم نگاه کنم.
نه خوابم باز می گیرد نه روزم یار می باشددریغا گر کسی از من خبر کردی نگارم را
هوش مصنوعی: نه در خواب آرامی دارم و نه در روز، یارم در کنارم نیست. کاش کسی میتوانست از حال من باخبر شود و از دلدارم، که گمشدهام است، بگوید.
نزاری گر به صد زاری بمیرد در هوای توچه دولت بیش از این باشد سعادت باد یارم را
هوش مصنوعی: اگر نزاری با صد ناله و زاری بمیرد در آرزوی تو، آیا بالاتر از این خوشبختی برای یارم وجود دارد؟