شمارهٔ ۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مرور زمان و تغییرات آن اشاره میکند و میگوید که زندگی و حرکت روزگار همچنان در حال ادامه است. او به وضعیت انسانها و روحیات آنان اشاره دارد که تحت تأثیر جهل قرار دارند و انبیا برای هدایت آنها زحمت کشیدهاند. شاعر نیز به تضادها و مشکلات موجود در وجود انسان و جامعه پرداخته و تأکید میکند که زندگی باید با هدف و آگاهی سپری شود. در نهایت، او بر لزوم بهرهبرداری صحیح از عمر تأکید میکند و هشدار میدهد که نباید عمر گرانبها را در جهل و بیخبری هدر داد.
بسیار عمرها و بسی روزگارهابگذشت و حکم ها بنگشت از قرارها
هوش مصنوعی: بسیاری از عمرها و زمانها سپری شده و قوانین و شرایط همواره در حال تغییر بودهاند.
روز و شب است و سال و مه و جنبش و سکونهر یک مسخرند به تکلیف کارها
هوش مصنوعی: روز و شب، سال و ماه، و حرکت و سکون هر کدام به انجام وظایف و کارها وابستهاند و تحت سلطهی آن قرار دارند.
وضعی نهاده اند ز مبدای کن فکانکان وضع مندرس نشود در هزارها
هوش مصنوعی: آنها وضعیتی را به وجود آوردهاند که از آغاز شکلگیریاش، هرگز از بین نمیرود و در طی هزاران سال تغییر نمیکند.
در منجنیق دور بسی چرخ سیر کردبرجی هنوز رخنه نشد زین حصارها
هوش مصنوعی: در منجنیق دور، چرخ زمان بارها سرگردان شده است، اما هنوز هیچ نقطه ضعفی در این دژ وجود ندارد.
شد شش هزار سال که مستوفی سپهرفرموش کرده بود حساب و شمارها
هوش مصنوعی: شش هزار سال گذشت که نگهدارنده آسمان فراموش کرده بود حساب و شمارها را.
بر نقطة وجود که عشق است نام اواز شوق می کنند فلک ها مدارها
هوش مصنوعی: بر نقطهی وجود که عشق نام دارد، به خاطر اشتیاق، planetary bodies (مانند ستارگان و سیارات) دور او میچرخند.
ای بس که امّتان ز ره برده جهل رادادند انبیا به بهشت انتظارها
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد نادان و جاهل برای دست یابی به بهشت، پیامبران را به انحراف کشانده و از مسیر حق دور کردهاند.
ناچار از برای صلاح عموم رامنبر نهاده اند و برآورده دارها
هوش مصنوعی: برای بهبود وضعیت عمومی، مجبور به برپا کردن منبر و به راه انداختن کارهای لازم شدهاند.
بسیار خشت کالبد و جان آدمیبر هم نهاد دور و فرو ریخت بارها
هوش مصنوعی: انسان بارها در طول زندگیاش با رنج و سختیها مواجه میشود و به نوعی سازندگی و ویرانی در وجودش اتفاق میافتد. خشتهایی که به شکل کالبد و روح او در میآید، در واقع نشاندهنده تغییرات و تحولات اوست که به مرور زمان دوباره خراب میشود.
دانی چراست این همه اضداد و اختلافتا عاقلان دور کنند اعتبارها
هوش مصنوعی: میدانی چرا این همه تضاد و تفاوت وجود دارد؟ تا افرادی که عاقلاند بتوانند ارزشها و نشانهها را از هم تمییز دهند و از یکدیگر جدا کنند.
کز خاک خون سرشتة بیچاره آدمیباد فنا چگونه برآرد دمارها
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است انسان که از خاک و خون ساخته شده است، با سرنوشت ناپایدار خود، مشکلات و مصیبتهای زیادی را به وجود آورد؟
بر خاک ریز خون دو دیده نزاریاچندان که بشکفد به زمین لاله زارها
هوش مصنوعی: چشمهای نزار من به قدری اشک ریخت که بر روی خاک خونین، گلهای لاله شکوفا شوند.
عمر عزیز بیهده در نای و نوش صرفکردی به جهل و بردی در سر خمارها
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای خود را بیهوده در نوشیدنیها و سرخوشیها گذراندی و به خاطر ناآگاهی، در مستی و غفلت فرورفتی.