شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انتقاد از خودش و دیگران میپردازد و به نوعی از سبک زندگیاش دفاع میکند. او میگوید که اگرچه ممکن است دیگران او را ملامت کنند، اما او از لذایذ دنیا و شراب نوشیدن لذت میبرد. وی به این موضوع اشاره دارد که عاقلانی که او را نمیفهمند، اکثراً او را مورد انتقاد قرار میدهند. شاعر به تجربههای خوشی و شادکامی خود اشاره کرده و میگوید که بر خلاف انتظار دیگران، زندگیاش همیشه در کام نیست و فقط در لحظاتی خاص از زندگیاش آرامش را تجربه کرده است. او همچنین بیان میکند که حسادت و انتقاد دیگران برای او اهمیتی ندارد و در نهایت به نوعی ابراز میکند که زندگیاش را همانطور که هست، میپذیرد.
مکن ملامتم ای شیخ اگر چه نیست ادبصلاح و زهد و ورع لطف کن ز من مطلب
هوش مصنوعی: ای شیخ، اگرچه من ادب و پارسایی را بهدرستی رعایت نمیکنم، لطفاً مرا سرزنش نکن و از من چیزی نپرس.
حلال خواره چو من نیست دیگری در عصربه روی دوست از آن می خورم شراب عنب
هوش مصنوعی: تنها کسی مانند من که حلالخور است، در زمان حاضر وجود ندارد. به همین دلیل، از این شراب انگور به خاطر دوستیام با او مینوشم.
عجب نباشد اگر بر من اعتراض کنندکه عاقلان جهان منکر من اند اغلب
هوش مصنوعی: نباید تعجب کرد اگر به من انتقاد کنند، چرا که بیشتر افراد باهوش در دنیا وجود من را انکار میکنند.
حریف پای خم و یار دست جام می اممرا به سر نشود از نشاط و عیش و طرب
هوش مصنوعی: دوست من با وجود اینکه در حال نوشیدن شراب هستم و جمعیتی در اطرافم خوش میگذرانند، هیچ چیزی نمیتواند خوشحالی و شور و شوق من را از بین ببرد.
زمین به پای فرو کردم و زمانه به دستشبی به کام نبردم به روز و روز به شب
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این معنا اشاره دارد که تمام تلاش خود را در زندگی کرده است و زمین را تحت پای خود قرار داده و زمان را در دست گرفته، اما هیچ لحظهای از شادی و خوشی را نتوانسته تجربه کند؛ روزها و شبها برایش هیچ تفاوتی نداشته و از زندگی لذتی نبرده است.
مگر شبی که دل آرام داشتم در برمگر دمی که لب جام داشتم بر لب
هوش مصنوعی: تنها در شبی که دل آرامی داشتم در آغوش کسی، و تنها در لحظهای که لبم به جام نوشیدنی نزدیک بود، احساس خوشبختی کردم.
اگر چه از می وصل و شراب هجر و خماربه واجب از همه اسباب می شوند سبب
هوش مصنوعی: هرچند که نوشیدن می و لذت وصال معشوق باعث شادی و شوق میشود، اما به ناچار گاهی جدایی و غم نیز دلایل خود را دارد و به عنوان عواملی اثرگذار در زندگی شناخته میشوند.
ولیکن ار نرود بر مراد ما کاریز آفرینش اضداد نیست هیچ عجب
هوش مصنوعی: اما اگر کار ما به خواستهمان نرسد، هیچ جای تعجبی نیست که گاهی بر اساس تضادها و درهمآمیزیها پیش میآید.
حسود عیب کند بر من و عجب نبودمریض محترق ار یاوه گوید اندر شب
هوش مصنوعی: حسود در مورد من صحبتهای بدی میکند و جای تعجبی ندارد؛ مثل این است که یک بیمار که درد دارد، در شب چیزی بیمورد بگوید.
بسوخت جان نزاری کرشمه ی ترکیکز آفتاب عجم دست برد و ماه عرب
هوش مصنوعی: جان من از زیبایی کرشمهای که ترکی دارد، سوخت؛ زیرا که از تابش خورشید عجم دست برداشت و ماه عرب درخشید.