تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۱۰۸

دل ز دست غم مده گر شادمانی بایدتمرد جانان باش اگر جان و جوانی بایدت
رنج هجران کش ای اگر می وصل خواهی ای پسرچون زمین شو پست اگر می آسمانی بایدت
وصل جانان را به جان باید خریدن بی مکاسکی توانی یافتن تا رایگانی بایدت
اولین گامت قدم بر کام دل باید نهادمشکلا گر کام دل در کامرانی بایدت
هر دو می ندهند آن جا پس همی یک رنگ شواین جهانی باز ده گر آن جهانی بایدت
هر دو بگذار و بمیر از پیش مرگگر همی در زندگانی زندگانی بایدت