شمارهٔ ۱۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق و عواطف ناشی از جدایی و عشق میپردازد. او از حالتی میگوید که پس از دوری از محبوبش، چشمانش پر از اشک میشود و طوفانی درون او بهوجود میآید. با هر کجا که به یاد محبوبش فکر میکند، احساس دلهره و هیجان روز قیامت به سراغش میآید. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت محبوب و تاثیر آن بر دل و چشم اشاره میکند. در نهایت، او بیان میکند که جدال بین دل و چشم به خاطر عشق و زیبایی محبوب، باعث بروز فتنههایی در وجود او گردیده است. به طور کلی، شعر پر از تصاویر زیبا و غمگین درباره عشق و جدایی است.
همین که از برم آن سرو سیم تن برخاستسحاب دیده خون ریز موج زن برخاست
هوش مصنوعی: به محض اینکه آن معشوق با قامت زیبا از کنارم دور شد، اشک از چشمانم به صورت رودخانهای جاری شد.
چنان ز قلزم چشمم روانه شد طوفانکه موج تا به میان از کنار من برخاست
هوش مصنوعی: طوفانی از چشمانم به راه افتاد که موجها تا نیمه از کنارم بلند شدند.
به هر مقام که شد از خروج خلق نفورنفیر روز قیامت ز تن به تن برخاست
هوش مصنوعی: هرگاه انسان به مقامهای بالاتری برسد، بیزاری و نارضایتی مردم در روز قیامت از بدن او جدا خواهد شد.
غلط شدم که نقاب از جمال خود برداشتخروش روز قیامت ز انجمن برخاست
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم که چهرهام را از زیباییام پنهان کردم، صدای فریاد روز قیامت از جمعیت بلند شد.
صبا ز جیب عرق چین او چو برخیزدچنان دمد که نسیمی که از چمن برخاست
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبحگاهی از جیب عرق چین او بلند میشود، به قدری لطیف و دلانگیز است که مانند نسیمی است که از میان چمنها میگذرد.
ز غنچه تا ورق نازکش برون آمدهزار خار ز اطراف نسترن برخاست
هوش مصنوعی: از جوانه تا وقتی که گل لطیف بیرون میآید، هزار خار از اطراف گل نسترن سر بر میآورد.
خیال رویش از آنگه که در نظر بنشستندیده ام نفسی خوش که از بدن برخاست
هوش مصنوعی: وقتی که تصور چهرهاش در ذهنم شکل گرفت، هرگز نفسی خوشبوتر از آنچه از وجودم خارج شد، ندیدم.
من و محبت و آلایش بدن هیهاتچنبن محال ز افعال اهرمن برخاست
هوش مصنوعی: من و عشق و آلودگی بدن، هرگز نمیتواند با یکدیگر همراه شود؛ زیرا این موضوع ناشی از کارهای شیطانی است.
مگر منازعتی شد میان دیده و دلبه کار هر دو نزاری ممتحن برخاست
هوش مصنوعی: وقتی که بین دیده و دل دعوایی بهوجود آمد، نزار، که توانایی امتحان کردن دارد، به میان آمد.
جمال شاهد جانان به داوری بنشستمیان دیده و دل این همه سخن برخاست
هوش مصنوعی: زیبایی محبوب در نظر قضاوت نشسته و میان چشم و دل، این همه گفتوگو و بحث آغاز شده است.
کمند زلف نمود از حجاب و گفت چنینهزار فتنه ازین زلف پر شکن برخاست
هوش مصنوعی: زلف او از پرده بیرون آمده و با نمایان شدن خود، میگوید که هزاران مشکل و سختی از این زلفی که پر از پیچ و تاب است، به وجود آمده است.