شمارهٔ ۱۵۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید. شاعر به زیبایی و نورانی بودن معشوق اشاره کرده و بیان میکند که همه چیز در عالم به خاطر عشق او معنا پیدا میکند. او از همه جهات و عالم بالا و پایین به دنبال یار است و تأکید میکند که هر دو جنبه حق و باطل در ارتباط با او بازی میکنند. در نهایت، شاعر به ارتباط عمیق و معنوی با یار اشاره میکند و اعتراف میکند که تمام جهان به صحبت و جستجوی آن معشوق پرداخته است.
آفتاب خُلد روی یار ماستروضه ی جنات کوی یار ماست
هوش مصنوعی: خورشید به چهره محبوب ما تابیده و باغهای بهشت در کنار آن محبوب ما قرار دارد.
آفتابِ چرخِ سرگردان، چنیندائما ً در جست و جوی یار ماست
هوش مصنوعی: خورشید در حال گردش در آسمان همیشه به دنباله یار ماست.
بر سر ِ هر چار سو در شش جهاترستخیز از های و هوی ِ یار ماست
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کنار، در همه سمتها، سر و صدای دوست ما به وضوح احساس میشود.
نی چه گفتم هر دو عالم کفر و دینبسته در یک تار ِ موی ِ یار ِ ماست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و اهمیت یار خود اشاره میکند و میگوید که تمام حقیقتها و معانی کفر و دین در وجود یار او نهفته است. به عبارتی، ارزش و معناهایی که در زندگی وجود دارد، تقابلها و دوگانگیها، همه در یک بخش کوچک و ظریف از او خلاصه میشوند.
حق و باطل هر زمان بر هم زدنطُرفه کاری های خوی یار ماست
هوش مصنوعی: حق و باطل همیشه در حال رقابت و درگیری هستند و این وضعیت به خاطر ویژگیهای خاص محبوب ماست.
در بهشت معنوی باشد دلشهر که را میلش به سوی یار ماست
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش به سمت یار ما میدود، در بهشت معنوی خواهد بود.
فاش میگویم نزاری سرّ دوستخود جهان پر گفت و گوی یار ماست
هوش مصنوعی: به طور روشن میگویم که راز دوستی من این است که تمام این دنیا پر از گفتگوها و حرفهای یار ماست.