شمارهٔ ۱۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه شاعر میپردازد. او از جدایی و غم خود به خاطر دوری از معشوق صحبت میکند و تأکید میکند که هیچکس از حال او خبر ندارد. شاعر به زیبایی و نازکی محبوبش اشاره میکند و میگوید که چنین محبوبی در دنیای امروز نایاب است. او احساس میکند در تنهایی و غم جدایی، کسی به او توجه نمیکند و هیچ نامهای به او نمیرسد. همچنین، او به سختیهای عشق و ستم ناشی از جدایی اشاره کرده و بیان میکند که عالم از این دردها بیخبر است. در پایان، شاعر امیدی به وصال با محبوب دارد و یادآوری میکند که روزهای جدایی و شبهای وصال در این مسیر به هم مرتبطاند.
یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم استکه بر آتش دلم از عارضه ی آن صنم است
هوش مصنوعی: ای خدا، آن کسی که از حال ما بیخبر است، هیچ غم ندارد، ولی من از درد و رنجی که از بودن آن معشوق به دل دارم، دچار آتش سوزان هستم.
صحتش باد خدایا که دریغ است به رنجنازنینی که چو او در همه آفاق کم است
هوش مصنوعی: خدایا، نگهدار این حقیقت را، چرا که افسوس است برای رنجی که دختری نازنین مثل او در همه جغرافیا کم پیدا میشود.
محرمی نیست که از من ببرد مکتوبیپیش آن روضه که آن حور بهشتی حرم است
هوش مصنوعی: به مناسبت عاطفی و خاصی که در قلبم دارم، هیچ کسی نیست که نامهای از طرف من به آن مکان مقدس ببرد؛ جایی که آن دختران بهشتی در آنجا حضور دارند.
قصه ی درد جدایی به که گویم کو یارهر که را دست گرفتم به وفا بی قدم است
هوش مصنوعی: من در داستان درد جدایی چه کسی را پیدا کنم که مانند یارم باشد. هر کسی را که در وفا دست گرفتم، در حقیقت بیپایه و اساس است.
هر که در حال چنین واقعه مسکینی رادست گیرد که منم غایت لطف و کرم است
هوش مصنوعی: هر کس در چنین وضعیتی به یک مسکین دست یاری بدهد، نشاندهندهی بالاترین نوع محبت و سخاوت است.
هم مگر سوخته داند که ز افسرده دلانبر جگر سوختگان تا به چه غایت ستم است
هوش مصنوعی: آیا کسی که خود سوخته است میتواند درک کند که چقدر بر دلهای افسرده و زخمخورده ستم میشود؟
عالمی از سخن عشق در آسایش و ذوقفارغ از عاشق بیچاره که در چه الم است
هوش مصنوعی: در دنیای پر از عشق، بعضی از افراد مشغول گفتگو و لذتبردن از زندگی هستند، در حالی که عشقباز بدبختی درگیر درد و رنج خود است.
عشق فرهاد ستم دیده درعالم انداختشور شیرینی شیرین که به عالم علم است
هوش مصنوعی: عشق فرهاد، که جانش را به خاطر آن به درد آورده، سر و صدای شادی و خوشی را در جهان به راه انداخته، شوری به وجود آورده که به علم و دانش نیز ارج مینهد.
گر بهشت است در ایام جدایی خوش نیستهر کجا دوست بود بادیه باغ ارم است
هوش مصنوعی: اگر در ایام جدایی بهشت هم داشته باشیم، خوشایند نخواهد بود؛ زیرا هر کجا که دوست نباشد، آنجا مانند بیابان است و جایگاه خوشبختی نیست.
ای نزاری طمع از وصل مبر واثق باشروز هجران و شب وصل در این ره به هم است
هوش مصنوعی: ای نزار، امیدی به وصال نداشته باش و مطمئن باش که روزهای جدایی و شبهای وصال در این مسیر به هم پیوستهاند.