تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۲۰۰

تو در آ خانه کیا کیست دگر خانهٔ توستمن کی‌ام هیچ به جز تو همه بیگانهٔ توست
گرچه پروانه‌صفت مولع شمعیم همهسوختن کار خلیل است که پروانهٔ توست
نفس و ارکان طبیعت به محل مجبورندعقل خود شاهد حال است که دیوانهٔ توست
من آشفته نی‌ام محرم اسرار رجالهرکه بیرون ندهد راز تو مردانهٔ توست
دانه از پنبهٔ حلاج جدا می‌کردمپود و تارش همه آن است که در شانهٔ توست
کشتزاری‌ست جهان آب و زمینش همسانحق و باطل همه از ریختن دانهٔ توست
ما نداریم دگر با دگری پیمانیخود نزاریِّ گدا مست ز پیمانهٔ توست