شمارهٔ ۲۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وصال با معشوق میپردازد. او از شب وصال و روز فراق صحبت میکند و میگوید که نمیتوان در دل عشق سبکسرانه عمل کرد. شاعر به قضا و قدر راضی است و از غم جدایی معشوق میگوید. همچنین به طعنههای رقیب پاسخ میدهد و بر این باور است که اگر توبهاش شکسته شود، اهمیتی ندارد. او خود را رند و خراباتی میداند که نمیتواند به زور زهد رفتار کند و در نهایت به انصاف و حقیقت اشاره میکند. شاعری عاشق و بیپروا که در دنیای عشق و رنجهای آن سرگردان است.
به روزگار شبی گر دهد وصالم دستخروس بانگ برارد سبک نباید جست
هوش مصنوعی: اگر در شب تاریکی به من فرصتی دست دهد، باید با صدای خروس بیدار شوم و فوری به دنبال سبک و سنگین کردن اوضاع نباشم.
ستیزه ی شب وصل آمدست روز فراقمدارِ دور بر این نقطه می رود پیوست
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضاد و کشمکش بین شب و روز اشاره دارد. شب نماد وصل و نزدیکی است در حالی که روز نماد جدایی و فراق است. شاعر احساس میکند که این دو حالت به صورت مداوم و پیوسته در حال تغییر و چرخش حول یک نقطه مشخص هستند، و این تغییرات به نوعی گردش زمان را نشان میدهند. به عبارت دیگر، این وضعیت نشاندهندهی تداوم دلتنگی و امید به وصل است.
چو هیچ ماهرخی نیست بی رقیب و ذنبچرا رضا ندهم بر قضا به حکم الست
هوش مصنوعی: چرا باید از تقدیر و سرنوشت خود ناراضی باشم وقتی که هیچکس در زیبایی و جذابیت نمیتواند با دیگران رقابت کند؟
میان ما و غم دوست در خروج و دخولبه جان دوست اگر هیچ امتناعی هست
هوش مصنوعی: بین ما و غم دوستی که داریم، هیچ مانع و حرکتی وجود ندارد. اگر هم مشکلی هست، این به خاطر جان و وجود خود دوست است.
رقیب گفت برفتی و توبه بشکستیکه دور چشم بد از توبه ی تو توبه پرست
هوش مصنوعی: رقیب گفت که تو رفتی و نذرهایت را شکستی، زیرا دورتری از چشم بدی که به توبهات بیاعتناست.
ز درد طعنه ی او گفتمش تو را چه زیاناگر درست بود توبه ی من ار بشکست
هوش مصنوعی: از درد و تحقیر او به او گفتم: چه ضرری بر تو دارد اگر توبهی من واقعی باشد و بترکد؟
جهانیان بشنیدند و آفرین کردندزهی نزاری قلّاشِ رندِ عاشقِ مست
هوش مصنوعی: مردم دنیا صدای او را شنیده و از او تقدیر کردند. چه خوب است که او، نزار، یک انسان آزاداندیش و عاشق شاداب است.
قلندری ام وشنگوَلی و خراباتیبه زور، زهدی بر خود نمیتوانم بست
هوش مصنوعی: من به سبک قلندران زندگی میکنم و مانند شنگولها آزادی دارم و حتی اگر به زهد و پارسایی هم رو کنم، نمیتوانم خودم را به زور به زهد مجبور کنم.
بسا که در حقِ ما محتسب چو صبحِ نخستدروغ گفت ولیکن به راستی بنشست
هوش مصنوعی: گاهی اوقات ممکن است که محتسب درباره ما مانند صبح زود، دروغ بگوید، اما در واقع به حقیقت پی خواهد برد.
همان به است که انصاف خویشتن بدهمکه بی جواز ره از باژخواه نتوان رست
هوش مصنوعی: بهتر است که خودم را قضاوت کنم و بفهمم که بدون اجازه نمیتوانم از دستبرد دیگری رهایی یابم.