شمارهٔ ۲۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس بیقراری و غم عمیق خود سخن میگوید. او از دلتنگیهایش در روز و شب مینالد و میگوید که هیچکس را ندارد که با او همصحبت باشد یا به دردش گوش دهد. احساس تنهایی و وفای بینشان را مورد اشاره قرار میدهد و از جفایی که از دیگران میبیند، گله میکند. همچنین، غم را که همیشه همراه اوست، توصیف میکند و به وضوح نشان میدهد که در میانهی زندگی پر از چالشها، هنوز هم در حالت رنج و زاری قرار دارد. در نهایت، او از حال و روز خود با نالهای پر غم یاد میکند.
گر از دل باز گویم بیقرار استوگر از دیده خونش در کنارست
هوش مصنوعی: اگر از دل سخن بگویم، بیقرار و ناآرام است و اگر از چشم بگویید، اشکها کنار هم جمع شدهاند.
اگر عقل است سودای دماغ استوگر خاطر پریشان روزگارست
هوش مصنوعی: اگر انسان عقل و درک درستی داشته باشد، به طور طبیعی به افکار و خواستههای خود میاندیشد، و در غیر این صورت، ذهنش از دغدغهها و مشکلات زندگی پر میشود.
نه روزم جز قلم کس همزبان استنه شب الّا خیالم راز دارست
هوش مصنوعی: نه در روز کسی با من صحبت میکند و نه در شب، جز خیال من که رازهایم را نگه میدارد.
مگر هم سایه بامن همنشین استمگرهم ناله با من سازگارست
هوش مصنوعی: آیا کسی در کنار من هست که همدم من باشد؟ آیا صدای نالهام با کسی همخوانی دارد؟
وفا از هرکه جویم بی نشان استجفا از هرکه گویم بیشمارست
هوش مصنوعی: وفا را از هر کسی که بخواهم نمیتوانم پیدا کنم، اما بیوفایی و جفا از هر کسی که صحبت کنم، بسیار زیاد است.
عفا اللّه غم که با من در همه حالمیان آب و آتش یار غارست
هوش مصنوعی: خداوند گناه غم را ببخشد، که در هر شرایطی، چه در سختیها و چه در راحتیها، همیشه همراه من است.
نزاری پیش از این بودی به زاریکنون باری به زاری های زارست
هوش مصنوعی: قبل از این تو ای نزار، با زاری به سر میبردی، اما اکنون زمانی است که زاریها به شدت ادامه دارد.