شمارهٔ ۲۲۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره حالتی از مستی و بیخودی است که در حضور دوستان به وجود میآید. شاعر به این موضوع اشاره میکند که وقتی که کسی در حال مستی به سر میبرد، عقل و وجدانش را از دست میدهد و به نوعی از خود بیخود میشود. او به دلش اشاره میکند که به دلیل عدم توانایی در محبت، دیگر نمیتواند احساساتش را درک کند. همچنین، شاعر به توبههایی اشاره میکند که شبیه زلف یار است و به راحتی شکسته میشود. در نهایت، او به این نکته میپردازد که عاقلانی که شناخت بیشتری دارند، حوصله این نوع تجربهها را ندارند و کسانی که خودشان را درک نمیکنند، قادر به دیدن حقیقت نیستند.
در حضور دوستان می پرستاین گواهی میدهم اندر الست
هوش مصنوعی: در جمع دوستان، این نشانه را به رسمیت میشناسم که در روز الست این را شهادت میدهم.
هرکه را دادند جام بی هُشیمست و لایعقل شدو از خود برست
هوش مصنوعی: هر کسی که به او جامی از بیخبری بدهند، مست و نادان میشود و از خود بیخود میگردد.
دل ز بدو فطرتم از دست رفتلاجرم اینجا نمی آید بدست
هوش مصنوعی: دل من از طبیعت بدوی خود دور شده است و به همین دلیل دیگر به اینجا نمیآید و در دست من نیست.
چون ندادم دل به دلداری نِیَملایق و همصحبت اهل نشست
هوش مصنوعی: چون دل را به کسی که سزاوار نبوده است نسپردم، پس نمیتوانم همدم اهل مهمانی و محفل شوم.
توبه ی توهم چو زلف یار ماستپای تا سر پرشکنج و پر شکست
هوش مصنوعی: توبهٔ تو همچون زلف یار ماست که از سر تا پا پر از پیچیدگی و آسیب است.
چیست عقل و نفس ما؟لات و هبلپس چرائی معترض بر بت پرست
هوش مصنوعی: عقل و نفس ما چه چیزی هستند؟ مانند بتهای لات و هبل. پس چرا باید به کسانی که بت پرستی میکنند، اعتراض کنیم؟
هم عنان جبرئیل حضرت استهرکه را توفیق بر فتراک بست
هوش مصنوعی: هر کسی که توفیق الهی را به دست آورد، مانند جبرئیل مقرب است و در کارهای خوب و معنوی پیشرفت میکند.
عاقلان را حوصله ی این لقمه نیستبر نزاری شان ولی انکار هست
هوش مصنوعی: خردمندان تحمل این طعمه را ندارند، اگرچه نسبت به وضعیت بینزار خود انکار میکنند.
خویشتن بینان کوته دید رانیست حدّ خود براندازان مست.
هوش مصنوعی: کسانی که دیدگاه محدودی دارند و به خودشان اطمینان ندارند، نمیتوانند به درستی خود را بشناسند و درک کنند.