شمارهٔ ۲۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و هوای شاعر در مواجهه با یک تجربه عرفانی و روحانی میپردازد. شاعر در ابتدا از حال خود به عنوان کسی که مست و مدهوش است صحبت میکند و تحت تأثیر زیبایی و عظمت الهی قرار میگیرد. او از هیبت و جلال این تجربه به زمین میافتد و خود را خاضع و خاکسار میبیند.
شاعر به همراه یک جام شراب، پیامی از طرف دوست (شاید خدا) دریافت میکند که او را به نوشیدن از شراب وجود و تعالی تشویق میکند و بر اهمیت عدم وابستگی به مکان و زمان تأکید میکند. او به یادآوری میپردازد که با پیوستن به حقیقت، انسان از حالاتی که به او تعلق نمیگیرد آزاد میشود. در نهایت، شاعر اذعان میکند که باید از وسوسههای شیطانی دوری کرد و به سمت حق و حقیقت گام برداشت.
درآمد از درِ من دوش هاتفی سر مستصبوحیانه گرفته صراحی یی در دست
هوش مصنوعی: دیشب صدایی از در خانه من شنیدم، مانند فردی که سرمست و شاداب است و در دستش جام شرابی دارد.
دلِ ضعیف من اوّل چو واله ای مدهوشز هول و هیبت آن امتحان ز جای بجست
هوش مصنوعی: دل ضعیف من در ابتدا مانند شخصی شگفتزده و گیج از ترس و هیبت آن آزمایش به شدت ترسید و به گوشهای فرار کرد.
سجود کردم و چندان به خاک غلتیدمکه هم چو خاک شدم پیشِ آستانش پست
هوش مصنوعی: به خاک افتادم و چنان به عبودیت و سجود پرداختم که در برابر او و مقامش به شدتی فروتنی کردم که خودم نیز مانند خاک درآمدم و در زیر پاهایش پست شدم.
نهفته زمزمه یی خوش به زیرِ لب می کردبه چشمِ من زبر جامه خواب من بنشست
هوش مصنوعی: صدای آرام و دلنشینی به آرامی زیر لب بر زمین میخورد و در خواب من، با نگاهی خاص و نامرئی در زیر لایههای خوابم جا گرفت.
غذایِ روح فرو ریخت در پیاله و گفتهمین بود چه دگر نوش کن شراب الست
هوش مصنوعی: غذای روح در پیاله ریخته شد و گفت همین کافی است، دیگر از شراب الست بنوش.
به دوست کامی جامی دو بر سرم پیموداز آن سپس که به الزام توبه ام بشکست
هوش مصنوعی: به خاطر دوستی، جامی نوشیدم و از آن لحظهای که به خاطر شرط و قانون، عهد خود را شکست.
نهاد بر دلِ من دست و گفت با خویش آیکه با تو مارا صد گونه مصلحت ها هست
هوش مصنوعی: دست بر دل من گذاشت و با خود گفت که ببیند چه تدبیرهایی برای من وجود دارد.
دگر به کون و مکان هیچ التفات مکنز غیر ما ببُرد هر که او به ما پیوست
هوش مصنوعی: به هیچ چیز دیگر توجه نکن و تنها به ما فکر کن؛ هر کسی که به ما نزدیک شده، از سایر امور بینیاز شده است.
معیّن است و مبرهن که هر وجود که اوبه ما رسید ز حالاتِ مستعار برست
هوش مصنوعی: واضح و روشن است که هر چیزی که به ما میرسد، از حالتهای غیر واقعی و موقتی جدا شده و به حقیقت خود نزدیکتر است.
نزاریا به تولّایِ ما تبّرا کنز کاینات و دگر خود مباش و خود مپرست
هوش مصنوعی: به ناز و زیبایی ما اعتنا کن و از دنیا و هر آنچه در آن است دوری گزین و به خودت توجه نکن و خود را نپرست.
اگر وساوسِ شیطان گذر کند بایدسبک به قوّت لاحول راهِ دیو ببست
هوش مصنوعی: اگر افکار و وسوسههای شیطانی به ذهن انسان خطور کند، باید با قوت و ارادهی خود به مقابله با آنها بپردازد و راه نفوذ شیطان را ببندد.