شمارهٔ ۲۵۷
هوش مصنوعی: این شعر از اقبال لاهوری به توصیف حال و هوای عشق و محبت به دوست میپردازد. شاعر با وجود دوری از دوست، به شوق و امید به او اشاره میکند و بر اهمیت ارتباط با دوست تأکید دارد. او پیشکشکردن پیام عشق را بر هر چیزی مهمتر میداند و میگوید که حتی اگر هزار موضوع مهم دیگر وجود داشته باشد، برقراری ارتباط با دوست اولویت دارد. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق به دوست، راهی برای پاکی و صداقت است و دشمنان جهل هیچ ارزشی ندارند. در نهایت، شاعر از شراب محبت و برکات عشق دوست صحبت میکند و دریغ از زیباییهای بهشت، اگر نور دوست به آنها نرسد.
اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوستفرخنده طالعی که ببوسم خطابِ دوست
هوش مصنوعی: خبر خوشی از جانب دوست به من رسیده است و من با افتخار و شادمانی این پیام را پذیرا هستم. آرزو میکنم که بتوانم محضر دوست را ملاقات کرده و او را به گرمی ببوسم.
ای پیک اگر هزار مهم فوت میشودچندان مرو که باز نویسم جوابِ دوست
هوش مصنوعی: ای فرستاده، اگرچه هزار پیام مهم از دست میرود، اما زیاد نرو که من دوباره جوابی برای دوستم بنویسم.
گر دوست را به خونِ محبّان ارادت استگردن نهیم و سر نکشیم از صوابِ دوست
هوش مصنوعی: اگر دوستی برای محبت خود به دیگران خون بدهد، ما نیز باید سر خود را برای او تسلیم کنیم و از حقایق و درستیهای او خود را کنار نکشیم.
با دشمنان که غاشیهء جهل میکشندگو دستِ ما و دولتِ پا و رکابِ دوست
هوش مصنوعی: اگر با دشمنانی که به دلیل جهل، نقشه میکشند، روبرو هستیم، بهتر است به دوست خود تکیه کنیم و از قدرت او بهره ببریم.
ای ساقی مسیح صفت بهرِ تشنگانجامی فرست تا بچشند از شراب دوست
هوش مصنوعی: ای ساقی با ویژگیهای مسیح، برای تشنگان بادهای بیاور تا از شراب عشق دوست بچشند.
در سینه حاضرست گر از دیده غایب استبر دوستان حجاب نباشد نقابِ دوست
هوش مصنوعی: اگرچه کسی را از دید دور بیفتد، اما محبت و صداقت او در دل باقی است و دوست واقعی هیچگاه نمیتواند بر دوستیاش پردهای بیفکند.
حوضِ بهشت و سایهء طوبا چه میکنمگر پرتوی به ما رسد از آفتابِ دوست
هوش مصنوعی: اگر نور دوست به ما برسد، چه نیازی به حوض بهشت و سایه درخت طوبا دارم؟
مقری به بام بر شو و قامت بزن بگویکز قبله کرد روی نزاری به بابِ دوست
هوش مصنوعی: به بالای خانه برو و خود را به زیبایی نشان بده و بگو که از سوی قبله، به سمت محبوبم روی آوردهام.