شمارهٔ ۲۵۸
هوش مصنوعی: غزل سوئی از شاعر به description خیال دوست و تاثیر آن بر او میپردازد. شاعر از تجربیات عمیق خود در مواجهه با تصویر دوست صحبت میکند و بیان میکند که این خیال او را به حالتی میبرد که هیچچیز جز دوست برایش باقی نمیماند. او در حالتی از نشاط و شور است و به نوعی خود را از دنیا جدا میسازد. در ادامه، او به وسوسههای شیطانی و خطرات آن اشاره میکند و از اهمیت توکل به خداوند صحبت میکند. شاعر در نهایت بر این نکته تاکید دارد که باید از غیر خدا فاصله گرفت و فقط به هدایتی که از جانب اوست، توجه داشت.
صباح بر سرم آمد خیالِ طلعتِ دوستچنان نمود مثالم که خود معاینه اوست
هوش مصنوعی: صبح، تصوری از چهره دوست بر سرم سایه انداخت که به گونهای بود که گویی خود او را میبینم.
خیال بین که مرا بر خیال میداردمن آن نیام که بدانستمی خیال از دوست
هوش مصنوعی: به فکر برو که چطور مرا به خیال میاندازد. من آن نی نیستم که قبلاً میشناختی، خیال از دوست چیز دیگری است.
چنان ز خویش برفتم که در تصرّفِ مننه عقل ماند و نه هوش و نه مغز ماند و نه پوست
هوش مصنوعی: چنان از خودم دور شدم که نه عقل و هوش و نه حتی فکر و ذهنم در دست من باقی نماند.
درین میانه شنیدم که گفت با ما باشز خویشتن به درآ آخر این چه عادت و خوست
هوش مصنوعی: در این حین شنیدم که میگوید با ما باش و از خودت خارج شو. این چه عادت و رفتار عجیبی است؟
نگفتهایم که از هر چه غیرِ ما باز آیبه دستِ وسوسه دادن زمامِ دل نه نکوست
هوش مصنوعی: ما نگفتهایم که از هر چیزی جز خود ما دوری کن؛ چرا که با وسوسه، دل را به دست آوردن کار خوبی نیست.
جحیم وسوسهء شیطن است پس ز جحیمببر کآخر کمتر عطایِ ما مینوست
هوش مصنوعی: جهنم، نماد وسوسههای شیطانی است؛ بنابراین از جهنم دوری کن، زیرا عطای ما در نهایت کمتر از آن چیزی است که بهشت را میسازد.
به دفع شیطنه لا حول گوی و لا قوّهبه غیر الّا بالله دگر چه راه و چه روست
هوش مصنوعی: به دفع وسوسههای شیطانی هیچ تلاشی از خودت نکن و فقط به خداوند اعتماد کن، زیرا جز او راه و چارهای نیست.
نزاریا همه از بهرِ ما و با ما گویسخن سرای که از ما نگفت بیهده گوست
هوش مصنوعی: همه چیز برای ما و به خاطر ماست؛ بنابراین، شعر بگو و سخن بگویید، زیرا اگر از ما صحبت نکنید، حرفتان بیمعنا خواهد بود.