شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر عواطف عمیق خود را نسبت به دوست و محبوبش بیان میکند. او ابراز میکند که جانش را برای زیبایی دوست فدای میکند و آرزو دارد که کاش جانهای بیشتری داشت تا در راه او فدای کند. شاعر از مدت طولانی که خبری از دوست ندارد، نگران است و نمیداند با چهکسی این احساس را در میان بگذارد. او به دوست خود عشق میورزد و حتی اگر همه دنیا دشمنان او باشند، از این بابت نگران نیست چرا که دوستی دارد که او را حمایت میکند. همچنین، او از ساقی میخواهد که نوشیدنی به دیگران بدهد، زیرا او تنها از ساغر دوست خود مینوشد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که مشکلات و بحرانها را میتوان تنها با محبت و عشق به دوست پشت سر گذاشت و برایش هیچ چیز مهمتر از دوستی نیست.
ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوستکاش صد جان دگر داشتمی در خور دوست
هوش مصنوعی: ای کسی که جانم فدای قامت زیبای توست، ای کاش صد جان دیگر داشتم که قابل دوست باشد.
روزها میگذرد تا خبرش نشنیدمچون کنم، با که بگویم که فرستم برِ دوست
هوش مصنوعی: روزها میگذرد و من همچنان خبری از او نداشتم. حالا باید چه کار کنم و با چه کسی صحبت کنم تا پیامی به دوستم برسانم؟
دشمن اربا من ازین روی ترش خواهد داشتبس که من بوسه شیرین خورم از شکّرِ دوست
هوش مصنوعی: دشمن با این حال که من از محبت دوست لذت میبرم و شیرینی دوست را میچشم، از من ناراضی خواهد بود و این موضوع او را آزردهخاطر میکند.
گر همه خلقِ جهان دشمنِ عاشق باشندهیچ غم نبود اگر دوست بود یاور دوست
هوش مصنوعی: اگر تمام مردم دنیا دشمن عاشق باشند، هیچ ناراحتی نخواهد بود، چون اگر دوست، یار دوست باشد.
ساقیا باده به یارانِ دگر ده نه به منکه مرا باده نباید مگر از ساغرِ دوست
هوش مصنوعی: ای ساقی، مشروبات را به دیگران بده نه به من، زیرا من تنها از جام دوست خودم شراب مینوشم.
یاسمن مشکن و گل پیش میاور که مراسرِ جان نیست درین باغ به جان و سرِ دوست
هوش مصنوعی: دست به یاسمن نزن و گلی نیاور، زیرا که در این باغ، من برای جان و دلِ دوستم، چیزی ندارم.
مطربا چنگ مسازید و مگویید غزلکه سر زهره ندارم به رخِ ازهرِ دوست
هوش مصنوعی: ای نوازنده، چنگ را نزن و غزل نخوان، چون من در چهره دوست، زهره و زیبایی ندارم.
هرکه را حادثهیی افتد اگر واقعهییمرجعی دارد و بی چاره نزاری درِ دوست
هوش مصنوعی: هر کسی که دچار مشکل یا حادثهای شود، اگر واقعهای واقعی باشد، باید به جایی مراجعه کند. و اگر کسى در سختى و بیچارهگی باشد، تنها راه نجاتش دوستانش هستند.