شمارهٔ ۲۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره جستجوی وصال و نزدیکی به دوست (خدا یا محبوب) صحبت میکند. شاعر نشان میدهد که وصال واقعی در عالم معنا است و نه در شکلهای ظاهری. او تأکید میکند که باید با نگاه به دل و جان، حقیقت دوست را دید و به ظواهر اکتفا نکرد. همچنین بیان میکند که برای نزدیک شدن به دوست باید با غم و مشکلات سازگار بود و صبوری پیشه کرد. در نهایت، شاعر از عشق و اشک که نشانهای از عشق به دوست است، سخن میگوید و میگوید که ریختن خون از چشم در عشق به دوست، امری طبیعی و اجازهدار است.
دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوستوصالِ عالمِ صورت بود محال از دوست
هوش مصنوعی: ای دل! در عالم معنوی در جستجوی وصال با دوست باش، زیرا وصال در دنیای ظاهری غیرممکن است.
نظر به دیده جان کن به دوست تا ببینیکه عین وصل بود صورتِ خیال از دوست
هوش مصنوعی: به چشمان خود توجه کن و با جان به دوست بنگر، تا متوجه شوی که تصویر او در ذهن، خود واقعیّت وصال است.
کدام صورت و معنی به دوست هیچ طمعمکن که باز نیابد کسی مجال از دوست
هوش مصنوعی: به دوست هیچ امید و انتظاری نداشته باش؛ زیرا هیچکس نمیتواند از محبت و توجه او بهرهای ببرد.
نفس نفس به غمش بیشتر تقرّب کنچه دل بود که به دیدن شود حلال از دوست
هوش مصنوعی: با آه و نالهات بیشتر به غم او نزدیک شو، چون دل انسان به عشق و دیدار دوست حلالیت پیدا میکند.
گرت رسد سرِ پایی به سنگِ ناکامیصبور باش به هر امتحان منال از دوست
هوش مصنوعی: اگر به موقعیتی ناامیدکننده برخوردی، با صبر و حوصله رفتار کن و در برابر سختیها، از دوستان و نزدیکان فاصله نگیر.
زدستِ دوست نزاری بریز خون از چشمکه هست خون چنین ریختن حلال از دوست
هوش مصنوعی: اگر از دست دوست دلت داغ شود و اشک بریزی، بدان که ریختن چنین اشکی در این وضعیت از جانب دوست، مجاز است.