شمارهٔ ۲۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تحرک زمان و رابطهاش با محبوب سخن میگوید. او با توصیف عواطفش، بیان میکند که عشقش به محبوب، موجب آلام و غمهایی شده که او را در دام انداخته است. شاعر به این نکته اشاره میکند که غم و عشق به نوعی با هم مرتبطاند و او در تلاش برای درک این احساسات پیچیده است. همچنین، او از آرزوهایش و رنجی که از دوری محبوب میکشد، سخن میگوید و به تاثیرات عمیق این احساسات در وجود خود اشاره میکند. در نهایت، شاعر به یاد روزهای نخستین دوستیاش با محبوب میافتد و از آن لحظات با حسرت یاد میکند.
از آن زمان که زمان در تحرّک استاده ستزمانه با تو مرا عهدِ دوستی داده ست
هوش مصنوعی: از زمانی که زمان در حال حرکت و تغییر است، زندگی به من دوستی را وعده کرده است.
اگر نه با تو مرا اتّصالِ روحانی ستخیالِ روی تو پییشم چرا بر استاده ست
هوش مصنوعی: اگر ارتباط روحیای با تو ندارم، پس چرا تصویر چهرهات همچنان در برابر من ایستاده است؟
به غم وجودِ مرا پروریده دایۀ عشقکه غم ز مادرِ فطرت برایِ من زاده ست
هوش مصنوعی: عشق، سبب پرورش درد و غم من شده است؛ زیرا این غم به نوعی از طبیعیترین احساسات وجود من نشأت گرفته و مانند مادری، در وجودم شکل گرفته است.
به دامِ زلف در افتاده ام ز دانۀ عشقدلم ببین به کجا از کجا در افتاده ست
هوش مصنوعی: در دام عشق گرفتار شدهام و حالا دل من را ببین که از کجا به کجا رسیده است.
به دانه می نگرد دامِ غم نمی بیندعذاب جان من از غفلتِ دل ساده ست
هوش مصنوعی: به دانه نگاه میکند و متوجه دام غم نمیشود، عذاب روح من ناشی از بیخبری قلب سادهدل است.
مرا که جان به لب آمد ز آرزویِ لبتمگر مُقسّمِ فطرت نصیبه ننهاده ست
هوش مصنوعی: من که به خاطر آرزوی دیدن لبت جانم در حال تمام شدن است، چرا سرنوشت و طبیعت برایم سهمی در نظر نگرفتهاند؟
نمی رود ز سرم خار خارِ جامِ الستهنوز رنجِ خمار از بخارِ آن باده ست
هوش مصنوعی: فکر این باده گسسته از یادم نمیرود و هنوز هم درد و رنجی که از حالت خماری آن دارم، با من باقی مانده است.
که بود روزِ نخستین حریفِ مجلسِ انسدریغ باز چه بودی که آمدی با دست
هوش مصنوعی: در روز نخستین، چه کسی بود که در مجلس دوستانه حریف و رقیب شد؟ ای دریغ! چرا دوباره به اینجا آمدی؟
درونِ جانِ نزاری روایحِ غم اوستذخیره ای که ز مبدایِ کون بنهاده ست
هوش مصنوعی: در دلِ نزار، بوی غم و اندوه او وجود دارد، گنجینهای که از آغاز عالم در آن نهفته است.