شمارهٔ ۳۰۳
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع وجود و عدم میپردازد و بیان میکند که تنها وجود خداوند ارزش و حقیقت دارد و هر چیزی که غیر از او باشد، هیچ است. به عبارت دیگر، همه چیزهایی که به نظر میرسند، بدون وجود خداوند بیارزش هستند و در حقیقت هیچ وجودی ندارند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر گونه دانش و قدرتی که از خداوند نشأت نگیرد، در واقع بیمحتواست. در پایان، او به بیارزشی چیزهای دنیوی و مادی نیز اشاره میکند و تأکید میکند که نیک و بد دنیا در مقایسه با حقیقت الهی هیچ ارزشی ندارند.
جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیستهر چیز کان به جمله نه آن است هیچ نیست
هوش مصنوعی: زندگی وجود دارد و هر چیز دیگری که به جز زندگی باشد، هیچ ارزشی ندارد. هر چیزی که به طور کامل زندگی نیست، در واقع هیچ به حساب میآید.
زانجا هر آن جمله هست چنین است جمله هستزینجا هرآنچه نیست چنان است هیچ نیست
هوش مصنوعی: از آنجا که هر چیزی به گونهای وجود دارد، از اینجا هر آنچه وجود ندارد، به هیچ معنا نیست.
الّا جز او همه هیچند هرچه هستبی او اگر بهشت جنان است هیچ نیست
هوش مصنوعی: جز او هیچکس ارزشی ندارد و هر آنچه که وجود دارد، بدون او بیمعناست. حتی اگر بهشت هم در آنجا باشد، باز هم هیچ اهمیتی نخواهد داشت.
دانسته ایمن است و ندانسته غافل استهر مجتهد که نی همه دان است هیچ نیست
هوش مصنوعی: کسی که دانسته است، از خطرات در امان است و کسی که ندانسته است، غافل است. هر مجتهدی نمیتواند همهچیز را بداند و در واقع هیچکس کامل نیست.
کثرت نما بسی نکند روی در عدمپول سیاه اگرچه روان است هیچ نیست
هوش مصنوعی: زیاد بودن چیزی نمیتواند به انسان در غیاب یا فقدان پول کمک کند. هرچند که زندگی جاری است، اما در نهایت بدون پول، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
پیر ضعیف اگر به مصاف مبارزاندعوی کند که مرد جوان است هیچ نیست
هوش مصنوعی: اگر فردی سالخورده و ناتوان بخواهد با جوانان قوی و مقاوم در میدان مبارزه شرکت کند، در واقع بخشی از توان او به خاطر سن و ناتوانیاش از دست رفته و هیچ ارزشی ندارد.
هر دو جهان بده به نزاری به یک قدحنیک و بد جهان چو جهان است هیچ نیست
هوش مصنوعی: در زندگی دنیا، نه چیز خوبی وجود دارد و نه بدی واقعی؛ بنابراین، بگذار که هر دو جهان را به من بدهند، اما من تنها به یک لیوان خوشی نیاز دارم.