شمارهٔ ۳۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و ارتباط عمیق با معشوق و تصورات نادرست در مورد آن پرداخته است. شاعر با اشاره به محدودیتهای زبان و عقل در درک عمیق عشق، بیان میکند که عاقلان نمیتوانند به اسرار عاشقان پی ببرند. او به واقعیتهای پنهان عشق اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی تنها با حضور معشوق شناخته میشود و بدون او، دیگران نمیتوانند درک کنند. همچنین، شاعر به بحرانهایی که عاشقان با آن مواجهاند و نبود یاری برای صاحب درد اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که خواب و خیال در عشق، به جز دلمشغولی چیزی نیست.
گر زبان در من کشند انکار نیستمدعی را حد این اسرار نیست
هوش مصنوعی: اگر زبان مرا به زور بکشند، نمیتوانم منکر شوم؛ زیرا حد و مرز اسرار او را نمیدانم.
قصه ی مجنون هم از مجنون شنوعاقلان را با مجانین کار نیست
هوش مصنوعی: داستان مجنون را از خود مجنون بشنوید، چرا که عاقلان برای دیوانگان کار و حرفی ندارند.
گر زبان طعن شد بر من درازچون کنم کوته نظر را بار نیست
هوش مصنوعی: اگر زبانها به من طعنه بزنند و دراز شوند، چگونه میتوانم به فردی که دیدگاه تنگی دارد، اهمیت بدهم؟
در نمیگنجد کسی با او جز اودر حریم عاشقان دیّار نیست
هوش مصنوعی: هیچکس جز او در سرزمین عاشقان جایی ندارد.
تا بننمایند نتوانی شناختعلم و عقل آنجا به جز پندار نیست
هوش مصنوعی: برای شناخت علم و عقل، باید به نمایش در آیند؛ وگرنه در آنجا جز پندار و تصور چیزی نیست.
تا که را روشن کند توفیق چشمورنه کس را زهره ی دیدار نیست
هوش مصنوعی: توفیق و موفقیت میتواند کسی را به روشنایی و آگاهی برساند، وگرنه هیچکس توانایی دیدن حقیقت و واقعیت را نخواهد داشت.
احتمال سِرِّ صاحب درد رایار می باید و لیکن یار نیست
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی به دردی که کسی دارد پی ببری، نیاز به همراهی و دوستی داری، اما متأسفانه آن دوست وجود ندارد.
عاشقان هستند در کویش ولیکبنگر اکنون چون نزاری زار نیست
هوش مصنوعی: عاشقان بسیاری در مسیر تو هستند، اما لطفاً توجه کن که اکنون مثل نزار، بیتاب و بیحالی وجود ندارد.
خواب اگر بر دیده بیند همچو نعلجز مژه در چشم او مسمار نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی خواب ببیند، مانند نعل که روی چشم میافتد، تنها چیزی که در چشم او وجود دارد، مژه است و جز آن چیز دیگری نیست.