شمارهٔ ۳۳۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربههای عاشقانه و درد و رنجهای روحی است. شاعر به توصیف دمی میپردازد که در عید، معشوقی با ناز و جمالش از مقابل او عبور کرده و او را مجذوب خود کرده است. او به شیرینی سخنان معشوق اشاره میکند و از احساساتی که در دلش برانگیخته شده، سخن میگوید. همچنین، شاعر به تضاد بین حضور ظاهری در نماز و غفلت در درون اشاره دارد و از گذر زمان و عمر خود غمگین است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که لحظات زیبای زندگی، مانند باد صبح، زود گذر هستند و هیچکس نمیتواند از گذر زمان فرار کند.
چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشتسواره بر من مسکین ناتوان بگذشت
هوش مصنوعی: در روز عید، چه حادثهای روی داد که به آرامش من آسیب زد و بر منِ ناتوان و بیچاره گذشت.
سلام کردم و پرسید کای فلان چونیهمین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت
هوش مصنوعی: سلام کردم و از حالش پرسیدم. او فقط گفت که خوب است و سپس به راهش ادامه داد.
چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینیبغایتیست که آخر بدان دهان بگذشت
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه برایت بگویم که حرف زدن او چقدر شیرین است، مانند لذتی که فقط در نهایت به دهان میرسد.
به سرو چون کنم ش مشتبه چه گویممن این خطا نپسندم که بر زبان بگذشت
هوش مصنوعی: نمیدانم چطور درباره سرو صحبت کنم؛ چه بگویم که این اشتباه را نمیپسندم که به زبان بیاورم.
به خواب دوش بلا دیده ام نگاه کنیدبه اعتبار که ام روز بر چه سان بگذشت
هوش مصنوعی: در خواب دیروز، به وقایع تلخی که تجربه کردهام نگاهی بیندازید و ببینید امروز چگونه سپری شد.
نظر به دست و کمان داشتیم و شست هنوزگرفته بود که تیر از میان جان بگذشت
هوش مصنوعی: ما به دست و کمان نگاه میکردیم و هنوز انگشتمان را بر روی چله تیر نگه داشته بودیم که تیر همانطور که از جان ما گذشت.
حواس ظاهرم اندر نماز بود و لیکنفس نفس که زدم بر دلم نهان بگذشت
هوش مصنوعی: ظاهراً در حال نماز بودم و تمام حواسم معطوف به آن بود، اما درونم، در لحظهای که نفسی کشیدم، احساسی در دل من پا گذاشت که پنهان باقی ماند.
نهان نمی شود از آدمی و می گذردکسی ندید که هرگز پری چنان بگذشت
هوش مصنوعی: هیچ چیز از دید انسان پنهان نمیماند و هیچکس نمیتواند بگذرد، مگر آنکه روحی مانند پری از کنارش عبور کند.
حلال کرد بر اصحاب خانقاه نظربه چشم رغبت هر پیر کان جوان بگذشت
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که برای همراهان و دوستداران خانقاه، دیدن چهره جوانی که به دقت نظرش را در چشم پیر و عارف جلب کرده، مجاز و پذیرفته است. در واقع، احترام و توجهی که جوان به پیر میکند، باعث میشود که فضای خانقاه به جایی برای ارتباط و تفاهم تبدیل شود.
از آن نماز چه حاصل که از عُلو خیالبت از برابر چشمم زمان زمان بگذشت
هوش مصنوعی: نماز خواندن چه فایدهای دارد وقتی که در دل و ذهن من، خیال بت و معشوق بهطور مکرر از مقابل چشمانم میگذرد و مرا مشغول میکند؟
دریغ عمر نزاری که در گذشت ازوچو باد صبح که از طرف بوستان بگذشت
هوش مصنوعی: عمر نازنین من همچون بادی بود که صبحگاه از کنار باغ میگذرد و افسوس که به سرعت سپری شد.
کسی که زنده به عیسی دمی نباشد اگرخضر بود به عدم رفت کز جهان بگذشت
هوش مصنوعی: هر که لحظهای هم با عیسی زندگی نکند، اگرچه به پای خضر باشد، از این جهان رفته و وجودش بیمعناست.