شمارهٔ ۳۴۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات خود نسبت به یاری که او را ترک کرده، میپردازد. او میگوید که چگونه آن یار بدون هیچ دلیلی رفته و این کار او بیشتر از دشمنی او را آزرده کرده است. شاعر از درد دل و سوزی که بر اثر این جدایی دارد، سخن میگوید و میگوید که این شرایط او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. او اشاره میکند که حتی شکایتی هم نمیتواند بکند چون یارش به گونهای رفتار کرده که مانند یک دشمن نبوده است. همچنین، او به یاد میآورد که یار قرار گذاشته بود که پس از دو هفته بازگردد اما با رفتن، باعث بیقراری او شده است. در نهایت، شاعر به افسوس و درد ناشی از هوس انتظار اشاره میکند که عمر او را تلف کرده است.
چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفتبه اختیار سفر اختیار کرد و برفت
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که اگر کسی با محبت و به اراده خودش از کنار ما میرود، نباید او را دشمن و مخالف خود بدانیم. این فرد با خواسته خود رفته و چه نیازی به دشمنی و کینه ورزی است؟
نظر به غیر چرا ی کنم جزای من استکه خون دیده ی من در کنار کرد و برفت
هوش مصنوعی: چرا باید به غیر از تو نگاه کنم وقتی که نتیجهاش تنها غم و گریه است و تمام زحماتم فقط به خاطر چشمهای گریانم بیفایده بود و رفتی؟
مرا به درد دل و سوز سینه ی مجروحاسیر حادثه ی روزگار کرد و برفت
هوش مصنوعی: مرا به خاطر گرانیهای زندگی و زخمهای درونم ناراخت کرد و سپس رفت.
شکایتی بود آری نمی توانم گفتکه هیچ خصم نکرد آن چه یار کرد و برفت
هوش مصنوعی: شکایتی وجود دارد، اما نمیتوانم بگویم که هیچ دشمنی به اندازهی یارم به من آسیب نزده و سپس رفت.
قرار کرد که بعد از دو هفته باز آیمبدین قرار مرا بی قرار کرد و برفت
هوش مصنوعی: او تصمیم گرفته بود که بعد از دو هفته دوباره برگردد، اما با این وعده او را بیقرار ساخت و رفت.
فریب دادن دل را گمان برم که بروهمان عزیزم اگر چند خوار کرد و برفت
هوش مصنوعی: من فکر میکنم که باید دل را فریب دهم و بروم، هرچند که او مرا کم ارزش کرد و رفت.
دریغ و درد نزاری نگر به درد و دریغکه عمر در هوس انتظار کرد و برفت
هوش مصنوعی: نابودی و اندوهی که در دل داریم، نگاه کن به زحمت و اندوهی که عمرمان به خاطر آرزوهای دست نیافتنی گذشت و به پایان رسید.