شمارهٔ ۳۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار بیان میکند که به سرزنش و ملامت دیگران اهمیتی نمیدهد زیرا زیباییهای روز قیامت را دیده است. او از مخاطب میخواهد اگر خواهان دیدن آن زیباییهاست، باید از خود دل بکند و به حقیقت ایمان آورد. همچنین هشدار میدهد که نباید در آرزوی عشق، به بلا گرفتار شود و مطمئن باشد که امید به وصال دوست باید پابرجا باشد. نثار کردن جان در راه عشق را ضروری میداند و تاکید میکند که اگرچه ممکن است او را به خاطر عشقش مورد تمسخر قرار دهند، اما باید از صرف عمر در این عشق احساس ندامت نکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هدف نهایی و مطلوب او به دست آمده و این عشق ارزش تماموقت زندگی را دارد.
مرا چه غم که مرا سرزنش کنند و ملامتکه من معاینه دیدم جمال روز قیامت
هوش مصنوعی: من چه غمی دارم از اینکه دیگران مرا سرزنش کنند و مورد ملامت قرار دهند، چرا که من زیبایی روز قیامت را دیدهام.
اگر تو نیز طلب گار آن شوی که ببینیز بود خود به در آیی کفایت است و کرامت
هوش مصنوعی: اگر تو هم طالب دیدن حقیقت خود باشی، کافی است که از خودت فراتر بروی و به درون وجودت نگری.
نه در میان بلایی که بر کنار ، پس این جامکن به هرزه طمع در بلای عشق سلامت
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و مشکلاتی که در اطراف وجود دارد، از عشق و آرزوهای بیهوده و بیپایه خودداری کن تا دچار آسیب نشوی.
امید منقطع از وصل دوست شرط نباشدبر آستان رجا از لوازم است اقامت
هوش مصنوعی: امید به وصال دوست نباید شرطی بر دروازهی آرزوها باشد، چرا که این امید از جملهی چیزهایی است که برای زندگی در این دنیا لازم است.
نثار کردن جان خود ضرورت است و فریضهاگر به موجب شکرانه ور بود به غرامت
هوش مصنوعی: فدا کردن جان خود لازم و واجب است، اگر به عنوان قدردانی و شکرگزاری باشد، پس باید در عوض آن، هزینهای پرداخت کرد.
نزاریا نکنی التفات اگر چه شده ستیمیان خلق فضیحت به صد هزار علامت
هوش مصنوعی: اگر بیتوجهی کنی، هرچند که در میان مردم رسوا شدهای، نشانههای زیادی وجود دارد که این موضوع را ثابت میکند.
تو را چو غایت مطلوب حاصل است و معینبه صرف کردن عمرت در این بلا چه ندامت
هوش مصنوعی: تو به هدف مطلوبت دست یافتهای و برای رسیدن به آن به کار بردن عمرت در این دشواری چه فایدهای دارد؟