شمارهٔ ۳۷۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس شدید محبت و دل longing شاعر به معشوق است. او به طور مداوم و با اشتیاق به دیدار معشوق میاندیشد و از او میخواهد که دمی با او باشد تا از درد فراق و هجران صحبت کند. شاعر به جفا و بیوفایی معشوق اشاره میکند و نگران این است که این رفتارها به بد نامی او منجر شود. در نهایت، او از معشوق میخواهد که با محبت و لطف بر او نگرشی رحمآمیز داشته باشد و بر آزارهای گذشته غلبه کند.
به دیدار تو مشتاقم به غایتندارد آرزومندی نهایت
هوش مصنوعی: علاقه و اشتیاق من به دیدنت بینهایت است و هیچ آرزویی نمیتواند به انتها برسد.
اگر خواهی توانی تافت بر ماعنانی از سر لطف و عنایت
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی با محبت و توجه خود، بر ما تأثیر بگذاری.
بیا بنشین دمی با ما چنان کنکه شوری بر نخیزد زین حکایت
هوش مصنوعی: بیا کمی با ما بگذار و طوری رفتار کن که هیچ حسی از این داستان برنگیزد.
شنیده ستی که در افواه باشدگِل نم دیده را آبی کفایت
هوش مصنوعی: گفته شده است که گِل، وقتی تر باشد، تنها به یک مقدار آب نیاز دارد تا به مراد برسد.
برآوردی دمار از من فراقتخیالت گر نمی کردی حمایت
هوش مصنوعی: اگر نمیگذشتی که خیال تو مرا رها کند، صبر و تحمل این جدایی را از من میگرفتی و به سختی نرساندی.
شبی تا روز می خواهم که با توکنم هر گونه از هجران شکایت
هوش مصنوعی: شب را تا صبح میخواهم که به هر نوعی از جدایی، گلایه و شکایت کنم.
نکردی جانب مسکین نزاریبه اندک مایه بیش و کم رعایت
هوش مصنوعی: تو به مسکین و نیازمند توجه نکردی و در دادن کم و زیاد به او رعایت نکردی.
مکن شوخی که چندین بی وفاییبه بد نامی کند آخر سرایت
هوش مصنوعی: مراقب باش که شوخی کردن سبب بی وفایی و بدنامی میشود، زیرا در نهایت عواقبش به تو خواهد رسید.