شمارهٔ ۳۹۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف لحظاتی از صبح و آغاز روز میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که بادهای بدهد زیرا زندگی با حرام و حلال در آمیخته شده است. او همچنین به انتقادات اجتماعی اشاره کرده و میگوید که دیوانگی در دنیای امروز حاکم است. در ادامه، توجه به خوشیها و نعمتهای زندگی جلب میشود، بهویژه لذتهایی که به سادگی و بخشش مربوط میشوند. در نهایت، شاعر به ناپایداری دنیا و نازکدلی انسانها اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در میان این همه ناپایداری، باید از خوشیها بهرهبرد.
قد قامت الصّلات برآمد ز بامدادبرخیز ساقیا بستان از مدام داد
هوش مصنوعی: نماز به پایان رسیده است، از خواب بیدار شو ای ساقی، برمیخیزم و از شراب پیوسته بگرفته مینوشم.
گر بر حلال زاده حرام است خون رزپس آب و نان حرام بود بر حرام زاد
هوش مصنوعی: اگر خون گل برای کسی که حلال زاده است حرام باشد، پس برای کسی که از نسل حرام به دنیا آمده، حتی آب و نان هم حرام خواهد بود.
بگذار تا نماز کند اقضی القضاتبرنه پیاله ای به کفش تا سلام داد
هوش مصنوعی: بگذار تا قاضی بزرگ نماز بخواند، چون این کار را انجام داد، پیالهای به دستش بده تا سلام بگوید.
بسیار در محامد رز شعر گفته اندمن نیز هم ولیک ندارم تمام یاد
هوش مصنوعی: بسیاری دربارهی زیباییها و فضایل شعر صحبت کردهاند و من هم در این زمینه نظر دارم، اما به اندازهای که باید، شناخت کاملی از آن ندارم.
دهقان که در عمارت رز سعی می کندعمرش مدام باشد و بختش مدام باد
هوش مصنوعی: کشاورزی که در کشت و کار گل سرخ تلاش میکند، آرزو دارد که عمرش همیشه طولانی و بختش همیشه خوب باشد.
از خنب خانه می دمد این خوش نفس نسیمیا از بهشت می وزد این خوش خرام باد
هوش مصنوعی: نسیمی دلپذیر و خوشبو به سوی ما میآید، گویی این نسیم از یک باغ بهشتی میوزد و فضایی دلانگیز را به ارمغان میآورد.
شادم به قرض دادن و دادن به وجه میچون من کسی که دید که باشد به وام شاد
هوش مصنوعی: من از قرض دادن و بخشیدن خوشحالم، چرا که کسی را میشناسم که در پی قرض گرفتن، خوشحال است.
کلّی طمع ببر ز عوانان نزاریارو کرد کان دهر نه این ها کدام زاد
هوش مصنوعی: تمام امید و آرزو را از افرادی که ناتوان و بیچاره هستند نداشته باش، زیرا زمانه به این افراد واصل نشده و بر آنها اعتماد نکن.