شمارهٔ ۴۱۲
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی حالتی از عشق و سرمستی است. شاعر به معشوق خود اشاره میکند و از او میخواهد که در حالت مستی و شادی بماند. او به یاد میآورد که زندگی کوتاه است و باید از لذتها بهره برد. در اینجا، شاعر از شراب و شادی صحبت میکند و تأکید دارد که اگر خواستهای از زندگی داری، با شجاعت آن را دنبال کن. او همچنین به این نکته اشاره میکند که زیبایی و لذتهای این دنیا زودگذر هستند و نباید آنها را از دست داد. در نهایت، به قید زمان و آتش درونی عشق اشاره میکند و ابراز نگرانی از عجله و شتاب بیمورد میکند.
خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت داردتا که را زهره و یارا که عذابت دارد
هوش مصنوعی: اگر خانهات به خاطر خواب عمیق سر بر زمین گذاشته، پس چه کسی توان و جرات دارد که تو را عذاب دهد؟
گر شرابت کم و بیش است به ساقی فرمایجامکی تا به مرادِ تو شرابت دارد
هوش مصنوعی: اگر میزان شرابت کم یا زیاد است، از ساقی بخواه که یک جام کوچک برایت بیاورد تا به آرزوی تو شراب داشته باشد.
و گرت مصلحتی نیست کسی مانع نیستاختیارِ همه کنکاج صوابت دارد
هوش مصنوعی: اگر برای تو مصلحتی وجود ندارد، هیچ کس نمیتواند مانع تو شود. پس هر کاری که میخواهی انجام بده، چون همه چیز به انتخاب تو بستگی دارد.
به اجازت جگری دارم و گرم است تنوررد مکن گر هوسِ بویِ کبابت دارد
هوش مصنوعی: اجازه بده من با دل و جرأت عشق را تجربه کنم، و بگذار زندگیام ادامه یابد، زیرا در دل من به گرمی عشق شعلهور است. اگر کسی هوس بوی خوش کباب را کرد، دستش را قطع نکن.
چه شود بنده نوازی کن و ساکن بنشینامشبی گر سرِ این کُنجِ خرابت دارد
هوش مصنوعی: اگر تو امشب کمی مهربانی بکنی و در این گوشه از خرابت آرام بنشینی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
آبِ انگور مگر در سرت افکند آتشزان چنین بر زبرِ آتش و آبت دارد
هوش مصنوعی: اگر آب انگور بر سرت بریزد، آتش را در دلت شعلهور میکند. به همین خاطر، تو باید در آتش و آب خود، احتیاط کنی.
وقتِ رفتن نرسیده ست و چنان مست نییآخر ای جانِ نزاری چه شتابت دارد
هوش مصنوعی: زمان رفتن هنوز نرسیده و تو از شدت شوق و سرخوشی چقدر عجله داری، ای جانِ عزیزم!