شمارهٔ ۴۴۶
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و مشکلاتی است که در راه آن ممکن است پیش بیاید. شاعر اشاره میکند که اگر معشوق در کنار نیست، ممکن است عیبجویی کرد و در شرایطی که عشق در آزمون قرار میگیرد، عقل و تدبیر انسانی کافی نیست. همچنین، اگر کسی به مذهب عاشقان اعتقاد داشته باشد، هیچ ایرادی در کار نیست. شاعر از معشوق میخواهد که دلش را رعایت کند و بیان میکند که زمانی که عشق واقعی وارد زندگی میشود، دیگر ملالی و ناراحتی وجود ندارد. در پایان، شاعر از شرایط سخت زمانه میگوید و بیان میکند که در چنین وضعیتی نمیتوان انتظار وفا داشت.
اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کردز جانب تو رضا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: اگر تو درکار محبت و دوستی نیستی، نمیتوان ایرادی به تو گرفت، زیرا که در این زمینه رضایت و خواستهای از تو وجود ندارد.
پری به آدمی ار سر فرو نمی آردبلی سزا به سزا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: اگر پری هم بر سر آدمی نرود، این بدان معنا نیست که او سزاوار عیب و ایراد نیست. در حقیقت، هیچ کس را نمیتوان به خاطر این موضوع سرزنش کرد.
ولی چو در رصدِ امتحان تسلط عشقبه طاقت عقلا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که در زمان آزمایش و امتحان عشق، قدرت عقل بر آن غلبه نمیکند، نمیتوان نقصی به آن نسبت داد.
اگر به مذهب اهل دل اعتقاد کنندنظر رواست چرا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: اگر دلها به اعتقادات خود عمل کنند، پس چرا نباید به دیدگاههایشان توجه کرد؟ عیبجویی در این میان جایز نیست.
چو در پناه تو آمد دلم رعایت کنبه کعبه صید روا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: وقتی دلم به تو پناه آورده است، لطف و محبت کن. در کنار تو، نمیتوان به کسی عیب گرفت و انتقادی کرد.
فضای عشق چو نازل شود ملالت چیستجز اقتضای قضا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: وقتی عشق وارد زندگی میشود، دیگر کدورتی وجود ندارد و هر درد و زحمتی جز یک امر طبیعی و مقدّر نیست که نمیتوان به آن ایرادی گرفت.
زمانه می کند این با نزاری مسکینچو در زمانه وفا نیست عیب نتوان کرد
هوش مصنوعی: دنیا با ناز و نوازش به مسکینهای مثل نزار یا نزارهای یتیم و بیپناه رفتار میکند، اما وقتی در این دنیا وفا و صداقت وجود ندارد، نمیتوان کسی را به خاطر مشکلاتش سرزنش کرد.