شمارهٔ ۴۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت عشق و معشوق سخن میگوید. او میگوید که هیچ انسانی به زیبایی و کمال معشوق خود نرسیده و چنین وجودی دیگر پیدا نخواهد شد. عشق و هوس به او منحصر به فرد است و هیچکس نمیتواند مانند او به دل برود. شاعر همچنین بیان میکند که آرامش و قرار او تنها در نزدیکی معشوقش است و در غیر این صورت، آرامش نخواهد داشت. در نهایت، او از دیگران میخواهد که به عیوب معشوقش نپردازند، زیرا عشق واقعی فراتر از این چیزهاست.
چنین سروِ روان دیگر نباشدبر و بالا ازین خوش تر نباشد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که دیگر مانند این سرو سرسبز و خوشنما وجود نخواهد داشت و هیچ چیزی به زیبایی و جلال آن نمیرسد.
چو تو سروی اگر آید در آغوشکسی را این هوس در سر نباشد
هوش مصنوعی: اگر شخصی شبیه تو، به زیبایی و قامت سروی، در آغوش کسی قرار گیرد، آن شخص به هیچ عنوان خیال و آرزوی دیگری را در سر نخواهد داشت.
که را باشد چنین ماهی که چون اوخورم سوگند ماه و خور نباشد
هوش مصنوعی: این شخص به قدری زیبا و بینظیر است که هیچ کس دیگری به این اندازه جذابیت ندارد و او را نمیتوان با هیچ ماه و خورشیدی درخشان مقایسه کرد.
بدین شکل و شمایل آدمی زاداگر باشد مرا باور نباشد
هوش مصنوعی: اگر انسانها به این شکل و شمایل هستند، من به وجودشان باور ندارم.
قراری می دهم که الّا به کویشقرارم بعد ازین دیگر نباشد
هوش مصنوعی: قول میدهم که بعد از این هیچ آرامشی در زندگیام جز در کنار تو نخواهم داشت.
مکن عیب ار نزاری بی قرارستشکیبِ مزهر از ازهر نباشد
هوش مصنوعی: اگر کس به خاطر بیقراریاش دچار عیب و نقصی است، نباید او را سرزنش کرد، چرا که صبوری مزهری که از گل شکفته میشود، نمیتواند در برابر گلهای دیگر برتری داشته باشد.