شمارهٔ ۴۹۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و شگفتی شاعر از عشق و زیبایی میپردازد. تماشای محبوب برای او آسان نیست و او خود را در حیرت و شگفتی مییابد. شاعر به دشواریهایی اشاره میکند که در مواجهه با عشق و زیبایی وجود دارد و این احساسات را با تصاویری بکر و عمیق توصیف میکند. او بر این واقعیت تأکید میکند که در جهان عشق و درک معانی عمیق، پشیمانی، غم و دشواریهای دیگر نیز وجود دارد. در نهایت، شاعر به اهمیت دوستی و تبادل احساسات بین دوستان اشاره میکند و میگوید که این روابط ارزشمند هستند و بینظیر به شمار میروند.
تماشایِ او کردن آسان نباشدمرا دیدۀ دیدنِ آن نباشد
هوش مصنوعی: دیدن او برایم آسان نیست، زیرا چشمی برای دیدن او ندارم.
چو خورشید طالع شود مرغِ شب رانظر قابلِ عکسِ لمعان نباشد
هوش مصنوعی: وقتی خورشید طلوع میکند، پرنده شب دیگر نمیتواند زیباییهای نور را ببیند.
من آن جا خود از حیرت افتاده باشمچو شخصی که در جسمِ او جان نباشد
هوش مصنوعی: من در آن مکان به شدت متعجب و حیرتزده خواهم بود، مثل کسی که روحش از بدنش جدا شده باشد و دیگر در آن وجود نداشته باشد.
ز چشمِ گهرپاشِ من هر سرشکیکم از دانۀ دُرِ عمّان نباشد
هوش مصنوعی: از چشمانم که مانند دانههای در قیمتی است، هر اشکی که بریزد کم از ارزش یک دانه در عمان نیست.
چرا با پری کرده ای آشناییشکیب از پری کردن آسان نباشد
هوش مصنوعی: چرا با زنی زیبا رابطه برقرار کردهای در حالی که صبر و شکیبایی در این کار آسان نیست؟
پشیمانم از کرده و مردِ عاقلز بد کردنی چون پشیمان نباشد
هوش مصنوعی: من از کارهایی که انجام دادهام پشیمانم و مرد عاقل هرگز از کارهای نادرستش پشیمان نمیشود.
به دعوی غلوّ می توان کرد امّاز دعوی چه حاصل چو برهان نباشد
هوش مصنوعی: میتوان در مورد ادعاهای بزرگ و اغراقآمیز صحبت کرد، اما وقتی که دلایل و شواهدی وجود نداشته باشد، این ادعاها چه فایدهای دارند؟
چنان گنج کی در چنین کُنج افتدگدا پیشه را جایِ سلطان نباشد
هوش مصنوعی: اگر گنجی بزرگ در جایی دورافتاده قرار بگیرد، جایی برای گدا نخواهد بود که آن نیازمند است. در واقع، یک گدا در این مکان مناسب نخواهد بود و تنها جایگاه سلطان را خواهد داشت.
دلا از تو تا با تو باشد پشیزیرهت در مقاماتِ مردان نباشد
هوش مصنوعی: ای دل، تا زمانی که با تو هستی، هیچ ارزشی در مقامهای بزرگ مردان نداشتهای.
مباش ایمن از نفس معذور باشیکه آخر ز دشمن هراسان نباشد
هوش مصنوعی: از خودت مطمئن نباش، زیرا ممکن است در نهایت از دشمنان بیخبر بمانی.
ز صورت برون شو که مجموعِ معنیدگر باره هرگز پریشان نباشد
هوش مصنوعی: از ظاهرت دور شو، زیرا که مفهوم واقعی همیشه منظم و بیاختلال خواهد بود.
معاذ الله ار علّتِ جهل داریکه این درد را هیچ درمان نباشد
هوش مصنوعی: خدا نکند که به خاطر نادانی خود دلیلی برای این درد داشته باشی، زیرا در این صورت هیچ درمانی برای آن وجود نخواهد داشت.
نزاری فدایِ رهِ دوست کردنکم از نیم جانی فراوان نباشد
هوش مصنوعی: دیگر از خود گذشتن و به خاطر دوست فداکاری کردن، کمتر از از جان گذشتن نیست و چه بسا ارزش بیشتری دارد.
ندانی [که] با دوستان دوستان رابه یک جان سخن بل به صد جان نباشد
هوش مصنوعی: نمیدانی که حتی با دوستان، وقتی که به هم نزدیک میشوند و صحبت میکنند، رابطهشان چقدر عمیق و پرمعناست. این ارتباط به قدری ارزشمند است که نمیتوان با هیچ تعداد دیگری از انسانها مقایسه کرد.