شمارهٔ ۵۷۲
هوش مصنوعی: این شعر به عمق عشق و فراق پرداخته و احساسات شاعر را نسبت به محبوبش بیان میکند. شاعر از ناتوانی خود در کنار آمدن با دوری محبوب سخن میگوید و میگوید حتی اگر جهان دگرگون شود، هنوز آرامش ندارد. او از درد و ناراحتی ناشی از این فراق صحبت میکند و میخواهد نام محبوبش را در کلامش جاودانه کند. شاعر همچنین به متعهد بودن به عشق و زیبایی محبوب اشاره میکند و آرزو دارد در کمال او محو شود. در نهایت، او میگوید که چقدر دلش برای زیبایی محبوبش تنگ شده و نمیتواند صبر کند تا دوباره او را ببیند.
ما را نه ممکن است که از تو به سر شودگر حکمِ آفرینشِ عالم دگر شود
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از تو جدا شویم، حتی اگر تقدیر جهان تغییر کند.
آرام نیست یک نفسم در فراقِ توصبرم میسّر از تو دریغا اگر شود
هوش مصنوعی: دل من در دوری تو آرامش ندارد و صبرم در این حال تنها با یاد تو میسر میشود. کاش که گرفتار دوری تو نشوم.
گر جرمِ آفتاب بپوشد شگفت نیستاز دودِ آهِ من که به بالایِ سر شود
هوش مصنوعی: اگر نور خورشید پوشیده شود، تعجبی ندارد که بخار اشک من به آسمان برود.
نامِ تو بر زبانِ قلم می دهم برونبگذار تا سرم به سرِ خامه در شود
هوش مصنوعی: من نام تو را بر روی کاغذ مینویسم و اجازه بده که سرم با نوک قلم تماس پیدا کند.
هر جان که دل به ابرویِ هم چون کمان دهدباید که پیشِ تیرِ ملامت سپر شود
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و جذابیت کسی دل ببندد، باید آماده باشد که در برابر انتقادات و ملامتها از خود دفاع کند.
کو همّتی که بر شکند از وجودِ خویشتا قصّۀ مطوّلِ ما مختصر شود
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که از خود بگذرد و دلش را بشکافد تا داستان طولانی ما به سادگی و کوتاهی تبدیل شود؟
می بایدم که محو شوم در کمالِ دوستزان پیش تر که مدّعیان را خبر شود
هوش مصنوعی: باید طوری شوم که در زیبایی و کمال محبوبم غرق باشم، قبل از اینکه دیگران از حال من باخبر شوند.
جانم در آرزویِ جمالت ز بس شتابهر دم گمان برم که ز قالب به در شود
هوش مصنوعی: برای دیدن چهره زیبای تو، كل وجودم در آرزو و شوق است و به خاطر این احساس، هر لحظه تصور میکنم که ممکن است از دنیا بروم.
تا پس نه دیر زود در اطرافِ کایناتحسنِ تو هم چو نامِ نزاری سمر شود
هوش مصنوعی: تا زمانی که دیر نشده، زیبایی تو در اطراف جهان مانند نام زیبای نزاری درخشان و ماندگار شود.