شمارهٔ ۵۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به هشدار درباره فتنۀ عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به کسانی که به محبت و جذابیت دیگران دل میبندند، توصیه میکند که مراقب عواقب آن باشند. او از سختی و سنگدلی دلبر میگوید که ممکن است عشق را با مشکل مواجه کند و تصریح میکند که دلباختگان باید در انتخاب خود دقت کنند. شاعر سپس بر این نکته تأکید میکند که زیباییها و خوشیهای زندگی دائمی نیستند و باید از لحظات زندگی بهره برد. در نهایت، او به ارزش عیش و زندگی اشاره میکند و پیشنهاد میکند که از فرصتهای زندگی نهایت استفاده را ببریم، چرا که هر لحظه از آن ممکن است به اتمام برسد.
حذر ز فتنۀ آن ترکِ مست می بایدچنان که هر که بگیرد ز دست برباید
هوش مصنوعی: باید از فتنه و دلبستگی به آن فرد مست و جذاب دوری کرد، زیرا کسی که به او نزدیک شود، ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد و همه چیزش را از دست بدهد.
که زهره دارد از آن سنگ دل که بربایدمگر کسی که به جان التفات ننماید
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از دل سنگی کسی که بیاحساس است، دل ببرد، مگر اینکه کسی باشد که به او توجه نکند و خود را در معرض خطر قرار ندهد.
دلی به هر سرِ مویی ز زلف بر بندداگر گره ز کمندِ نغوله بگشاید
هوش مصنوعی: دل برای هر رشته مویی از زلف عشق، آماده است اگر گره ای که بر آن بسته شده، باز شود.
میانِ راه بیا تا بگیرمش دامنبه دادخواه ببینم کزو چه می آید
هوش مصنوعی: در میانه راه بیفت و من را بگیر، تا در خواهش و طلب خود ببینم که از کجا به من کمک میشود.
چو دل برفت به یک بوسه التفات کنمو گر سرم برود نیز گو برو شاید
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به یک بوسه میرود، به یاد آن توجه میکنم و حتی اگر هم سرم برود، میگویم برو؛ شاید من هم به این جدایی عادت کنم.
ز رویِ خوب چو اخلاقِ زشت قاعده نیستبدین قدر نه بر آنم که منع فرماید
هوش مصنوعی: اگر کسی زیبایی چهره دارد اما اخلاقش زشت است، این نشاندهندهی قاعدهای نادرست است. به همین اندازه، من نمیتوانم از او انتظار منع کردن داشته باشم.
یقینم ار همه جز آبِ زندگانی نیستبه خونِ هم چو منی دست در نیالاید
هوش مصنوعی: مطمئنم که اگر همه چیز غیر از آب حیات باشد، کسی دست از کمک به من که در این حال و روز هستم، بر نخواهد داشت.
به حسن غّره نباشد مگر چو می داندکه گل به باغ پس از هفته یی نمی پاید
هوش مصنوعی: زیبایی ظاهری ارزش چندانی ندارد، مگر اینکه دانسته شود که گل در باغ فقط برای مدت کوتاهی دوام میآورد.
که در زمانه بر آساید از حیات دمیکسی که یک نفس از عیش بر نیاساید
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی که از خوشی و لذت زندگی هیچگاه غافل نیست و حتی لحظهای از آن دور نمیشود، به آرامش و آسایش میرسد.
نزاریا دو سه روزی که هست تازه بر آیکه از حیات حصولِ مرا دمی باید
هوش مصنوعی: دو یا سه روز که اینجا هستی، کمی وقت بگذار و به من سر بزن، زیرا به لذت و زندگی نیاز دارم.