شمارهٔ ۵۹۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دوستان قدیمی خود میگوید که از عشق و محبتشان دریغ نکنند. او از آنها میخواهد که رابطهشان را حفظ کنند و از خوب و بد یکدیگر بگذرانند. شاعر به دوستی به عنوان طبیب دردها اشاره میکند و از او میخواهد که محبت و توجه کند. همچنین به گسستگی بین دوستان اشاره میکند و خواهان ارتباط و سرنخی درباره حال و روز یکدیگر است. در نهایت، او بر اهمیت دوستی واقعی تأکید کرده و میخواهد که محبت و کمک از طرف دوستانش به او نرسد. این شعر در کل پیامی از ارتباط و دوستی و محبت را القا میکند.
ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدارز کویِ ما به طوافی گذر دریغ مدار
هوش مصنوعی: از دوستان قدیمی خود غافل نشو و در عبور از محله ما از دیدار ما دریغ نکن.
قبول کردۀ خود را به عیب باز مدهعنایتی ز منِ بی هنر دریغ مدار
هوش مصنوعی: هرگز نگذار عیوب کسی را که به او محبت داری بر تو آشکار شود و از لطف و محبت خود به من بیهنر کم نکُن.
مرا به رسمِ عیادت بپرس و رحمت کنطبیبِ درد تویی گل شکر دریغ مدار
هوش مصنوعی: از تو میخواهم که با مهربانی به من سر بزن و از دردهایم بپرس، چون تو مانند یک پزشک برای من هستی. رحمت و محبتت را از من دریغ نکن.
به جامِ وصل خمارِ مفارفت بشکنز تشنه آب وز عاشق نظر دریغ مدار
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصال محبوب، تمام دردها و جداییها را فراموش کن و از لب تشنه خود آب بنوش. به عشق و نگاه او حسادت نکن و از آن لذت ببر.
نه نامه ای نه سلامی ز دوستی اثرینمی نمایی باری خبر دریغ مدار
هوش مصنوعی: نه نامهای از تو میرسد و نه سلامی، از دوستی هیچ نشانهای نمیبینم؛ پس لطفاً خبری از خودت نیاور.
نگویمت که مثالی به طم طراق فرستسه چار حرف ز من مختصر دریغ مدار
هوش مصنوعی: نمیخواهم که برای من مثالهایی با زرق و برق بفرستی، فقط کمی از حرفهایم را به طور مختصر دریغ نکن.
سماعِ نالۀ من کن شبانِ تا به سحرنگویمت که ز من خواب و خور دریغ مدار
هوش مصنوعی: ای شبان، تا سپیده دم به صدای نالههای من گوش کن و به من بگو خواب و خوراک را از من دریغ مکن.
به دوستی که به چشمِ موافقت نظریز دوستانِ حقیقی دگر دریغ مدار
هوش مصنوعی: دوستی که با نگاهی مثبت و همدلی به شما نگاه میکند، باید جلوی خودتان را بگیرید و از افرادی که به راستی دوستان شما هستند، دریغ نکنید.
نزاریا چه کنی دستِ ما و دامنِ دوستز آستانۀ تسلیم سر دریغ مدار
هوش مصنوعی: نزاریا، چه میکنی؟ دست ما و دامن دوست را از درگاه تسلیم دور مکن!
اگر مطالبۀ جان کند تفاوت نیستمرادِ دوست بده ما حضر دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگرچه جانم در حال طلب است و این موضوع اهمیتی ندارد، تنها چیزی که میخواهم این است که محبت و توجه دوست را به من ندهید.