شمارهٔ ۶۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد فراق و دوری معشوق صحبت میکند. او احساس میکند که بختش به بدبختی کشیده شده و از راه دوست آواره شده است. عشق و زیبایی معشوق به قدری در او تاثیر گذاشته که حتی در بهشت نیز حورهای آنجا از او کمارزشترند. شاعر معتقد است که روح معشوق همیشه در دل اوست و هیچکس نمیتواند آن را از او بگیرد. همچنین او به وضعیت خود اشاره میکند که حتی در دوری محبوب، دچار عشق و شیدایی است و در آتش غم میسوزد. در نهایت، او به عاقلان اشاره دارد و میگوید که آنها به دلیل غفلت و غرور قادر به درک عشق او نیستند. این شعر نمایانگر دردی عمیق و احساسی است که شاعر با آن دست و پنجه نرم میکند.
مرا ز کوی تو آواره کرد بخت نفورز روی خوب تو دورم که چشم بد ز تو دور
هوش مصنوعی: بخت شومم مرا از جاده عشق تو دور کرده و به خاطر زیبایی تو از من دوری میکند تا چشم بدی به تو نیفتد.
به کام دشمنم از کوی دوست آوارهز دوستان حسود و ز دشمنان غیور
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، به خاطر دشمنان حسود و افراد حسود از دوستان خود دور ماندهام و اکنون در جستجوی آرامش و محبت در میان دشمنانم هستم.
به اتفاق امم حور در بهشت بودولی بهشت من آنجا بود که باشد حور
هوش مصنوعی: به طور مشترک همه ملل بهشتی زیبا دارند، اما بهشت من جایی است که حوریها وجود دارند.
شمایل تو در آیینهٔ دو چشم من استبه حکم عشق نه تو غایبی نه من مهجور
هوش مصنوعی: شکل و چهرهی تو در نگاه من به وضوح نمایان است. به خاطر عشق، نه تو از من دوری و نه من از تو جدا هستم.
کدام یک تویی اینجا کدام من هیهاتکدام نیست تویی ناظر و تویی منظور
هوش مصنوعی: کدام یک از ما در اینجا هستیم؟ کدام یک از ما وجود دارد؟ نه، تو هم ناظر هستی و هم هدف اینجا.
دگر به روی که بینم نظر چگونه کنمبه مهر و مه چو ز چشمم برفته باشد نور
هوش مصنوعی: اگر دوباره صورت کسی را ببینم، چگونه میتوانم به زیبایی و نرمی او فکر کنم وقتی که چشمم از نور او بینصیب مانده باشد؟
اگر چو زلف تو درهم شدم ز تاب فراقکه دیدهای که بر آتش حمول بود و صبور
هوش مصنوعی: اگر من مثل زلف تو به هم ریختهام و در کلافهگی فراق هستم، تو که دیدهای بر آتش چه حالت و صبری دارد.
وگر چو چشم تو دور از لبت شدم بیمارکه خورد می که سرانجام ازو نشد مخمور
هوش مصنوعی: اگر از لبهای تو دور شوم، بیمار میشوم که وقتی از شراب میخورم، هیچ وقت مست نمیشوم.
خراب کردهٔ چشمان می پرست توامکه گاه مست خرابم کنند و گه مخمور
هوش مصنوعی: چشمان معشوقهٔ من باعث شده که حالت ناخوشی پیدا کنم؛ گاهی مست و گاهی گیج و خراب میشوم.
و گر شکیب ندارد نزاری معتوهمباش گو و بدارید عاقلان معذور
هوش مصنوعی: اگر نزاری در صبر و شکیبایی نداشته باشد، به او دیوانه نگوید و بگذارید عقلا او را معذور بدانند.
از آن تتّبع عاقل نمیکند مجنونکه عاقلان همه در تیه غفلتاند و غرور
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر پیروی از عواطف و احساساتش، نمیتواند به راهی که عاقلان در آن هستند برود، زیرا عاقلان نیز در غفلت و خودشیفتگی گرفتار هستند.