شمارهٔ ۶۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و وفاداری خود به معشوق اشاره میکند. او با وجود جفاهایی که از طرف معشوق دیده، هنوز دلش برای او میتپد و نمیداند چرا چنین احساسی دارد. بیان میکند که حتی اگر در دل خاک بخوابد، همچنان صدای عشقش را سر خواهد داد. شاعر از قاضی عشق میپرسد که چرا ماجرای عاشق و معشوق هنوز ادامه دارد و به وجود عداوتها اشاره میکند. او از نیازهایش و عمق عشقش سخن میگوید و میخواهد که معشوقش به او بیتوجه نباشد. در پایان، شاعر از پیام رسانی میخواهد که سلامش را به یار برساند و بگوید که وفاداریاش نسبت به عهد هنوز پا برجاست.
اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه دلم را به کسی سپردم، اما زندگیام هنوز به او وابسته است زیرا که هنوز به او وفادار ماندهام.
ندانم از پی چندین جفا که بر من کردنشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز
هوش مصنوعی: نمیدانم به خاطر چه همه بیمهریهایی که به من شده، هنوز یاد و محبت او در دل من باقی مانده است.
به لابه با دل گفتم ز خاطرش بگذارجواب داد فلانی مگر کجاست هنوز
هوش مصنوعی: با دل خودم به زاری گفتم که به خاطر او فراموشش کنم، اما دل جواب داد: "فلانی، او کجاست که فراموشش کنی؟ هنوز که در یاد توست."
چو مرده باشم اگر بگذرد ز خاک لحدهزار نعره برآرم که جان ماست هنوز
هوش مصنوعی: اگر من مرده باشم و از خاک گور بگذرد، هزاران فریاد بلند میکنم که هنوز جان من وجود دارد.
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشقمیان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
هوش مصنوعی: کجاست محل قاضی که در بحث عشق، هنوز داستان عاشق و معشوق ادامه دارد؟
عداوت از قبل آن شکسته پیمان استوگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
هوش مصنوعی: عداوت و دشمنی ناشی از نقض عهدی است که قبلاً انجام شده، و اگر نه، از سوی ما همچنان دوستی و صمیمیت باقی است.
نیازمندی من در قلم نمیگنجدقیاس کردم از اندازه ماوراست هنوز
هوش مصنوعی: نیازهای من آنقدر بزرگ و وسیع است که نمیتوان آنها را با کلمات توصیف کرد و به نظر میرسد که این نیازها فراتر از حد و اندازههای معمول هستند.
بیا و روی ز من بر متاب و دستم گیرکه در سرم ز تو آشوب و فتنههاست هنوز
هوش مصنوعی: بیا و از من روی برگردان نکن و دستم را بگیر، زیرا هنوز در قلبم به خاطر تو آشفتگی و مشکلاتی وجود دارد.
سلام من برسان ای صبا به یار و بگویکه خاطر از سر عهد تو برنخاست هنوز
هوش مصنوعی: سلام من را به یار برسان و بگو که هنوز دل من از یاد تو خالی نشده است.
حکایتش کن اگر پرسد از نزاری زارکه چون به درد تو بیچاره مبتلاست هنوز
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو درباره زاری و درد دل نزار بپرسد، حکایتش را برای او بگو، زیرا او هنوز هم دچار همین دردهاست.