شمارهٔ ۷۰۸
هوش مصنوعی: غزل، از احساسات عاشقانه و درد جدایی حکایت میکند. شاعر در شب، درگیر عشق و ناز چشمهای معشوق است که عقلش را به دست گرفته و صبرش را از بین برده. او به عشقشان که در شهر به افسانه تبدیل شده اشاره دارد و از شوق و شور ناشی از حضور معشوق در کنار خود سخن میگوید. شاعر از زیباییهای معشوق و آرزوی نوشیدن باده در کنار او یاد میکند و به حسرت روزگاری اشاره میکند که کسی از محبت و جوانمردی دست بکشد. در پایان، امید میدهد که صبر کند تا به مراد دل خود برسد.
ای لبت عقلم به غارت داده دوشوی دو چشم مستت از من برده هوش
هوش مصنوعی: لبهای تو عقل مرا به سرقت بردند و چشمهای مست تو دیشب هوشم را از من گرفتند.
تاختن کردی چو یاغی بر سرمدر چریک صبرم افکندی خروش
هوش مصنوعی: تو همانند یک یاغی به من حمله کردی و صبر من را به شورش واداشتی.
نا شکیبایی و بی صبری ببرداز سر رازی که ما را بود دوش
هوش مصنوعی: بیصبری و نداشتن تحمل باعث میشود رازی که در دل ما بوده، از بین برود.
عشق ما در گرد شهر افسانه شدهرگز این دریا بننشیند ز جوش
هوش مصنوعی: عشق ما در میان مردم، به یک داستان مشهور تبدیل شده است. اما هیچگاه این احساس شدت و هیجان خود را از دست نخواهد داد.
جز مگر آنچ از تو می گویند و بسکفر و دینم در نمی آید به گوش
هوش مصنوعی: فقط آنچه از تو گفته میشود برای من اهمیت دارد و هیچ چیز دیگر، چه کفر و چه دین، برایم قابل قبول نیست.
مهربان یارا دریغا گر دمیراه بر ما گیریی امشب چو دوش
هوش مصنوعی: ای دوست مهربان، کاش لحظهای برای ما توقف کنی. امشب مانند دیشب است.
تا به کام دل دمادم کردمیبر جمالت یک صراحی باده نوش
هوش مصنوعی: من همیشه به یاد تو بودم و با شادی و خوشحالی بر زیباییات جامی از شراب مینوشیدم.
کاشکی باری جوانمردی کندترک ما گیرد رقیب زن فروش
هوش مصنوعی: ای کاش کسی پیدا شود که با جوانمردی به ما کمک کند و از رقیب زنفروش ما دور شود.
زین کمندم روی استخلاص نیستکز قدم رفتم درین گل تا به دوش
هوش مصنوعی: از این دام نمیتوانم رهایی یابم، چرا که با قدم گذاشتن در این گِل تا به دوشام رسیدهام.
هم رجا واثق نزاری صبر کنتا مراد دل بدست آری بکوش
هوش مصنوعی: امید و اعتماد را در خود تقویت کن و صبر داشته باش تا به آنچه قلبت میخواهد، دست یابی. به تلاش ادامه بده.
زاریی می کن که شیر اندک دهدمادر مشفق به فرزند خموش
هوش مصنوعی: مادری با دلسوزی، نگران فرزندش است و در حال گریه و زاری است که چرا شیر کمی به او میدهد.