شمارهٔ ۷۰۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف دیداری با محبوبش میپردازد که در آن محبوب با ناز و عتاب درباره خیانت به عهد و وفا صحبت میکند. او از درد و غصهاش در پی معشوق میگوید و احساس میکند که محبوب به او زهر غصه میدهد، در حالی که خود از محبوب شراب مینوشد. شاعر از محبوب میخواهد که به او نسبت به وفا و عهد خود بیرحم نباشد و از او به خاطر سخنان تلخ عذرخواهی میکند، زیرا لب محبوب شیرین است و نتواند چنین حرفهایی را بزند. او به مخاطب یادآوری میکند که در میان دوستان، دشمنی نباید وجود داشته باشد و اگر خیانتی هم صورت گرفته، باید با محبت و عنایت پاسخ داده شود. در پایان، شاعر به خود تذکر میدهد که رازها را نگه دارد و درباره خیالهای مشکل بیدار نشود، زیرا برخی واقعیتها ارزش زیادی دارند و نباید به راحتی فراموش شوند.
آمد بر من نگار من دوشافکنده دو زلف شست بر دوش
هوش مصنوعی: دوش نگار من با دو زلف زیبا و آراسته خود، بر من ظاهر شد و جاذبهای خاص داشت.
با من به عتاب و ناز می گفتای کرده وفا و عهد فرموش
هوش مصنوعی: دست از سر من بردار و با ناز و زبان شیرین بگو که ای کسی که وفا و عهد را فراموش کردهای!
گویی ز کجایی و چراییبا مدعیان ما هم آغوش؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو از کجا و به چه دلیل آمدهای، در حالی که ما در کنار کسانی هستیم که ادعای زیادی دارند؟
من میخورم از تو زهر غصهتو می به خلاف من کنی نوش
هوش مصنوعی: من از غصه تو مینوشم و در عوض تو به من زهر میدهی.
تقصیر نمیکنی چو مرداندر نقض وفا و عهد میکوش
هوش مصنوعی: اشکالی ندارد که مانند مردان، در شکستن وعده و قولها تلاش کنی.
شرمت نبود ز من زهی چشم؟دردت نکند سخن زهی گوش؟
هوش مصنوعی: آیا از من شرم نمیکنی ای چشم؟ آیا حرفی که میزنی بر گوشت گران نمیآید؟
گفتم سخنان تلخ گفتنحیف است از آن لب شکر نوش
هوش مصنوعی: گفتم که حرفهای تلخ زدن از آن لبهای شیرین کار خوبی نیست.
دستانِ چنین مبند بر منبهتانِ چنین مگوی، خاموش!
هوش مصنوعی: دستت را بر من نگذار و این حرفهای بیپایه را نزن، ساکت باش!
دشمن چو خلاف دوستان استبر ما سخن رقیب منیوش
هوش مصنوعی: در زمانی که دشمن با دوستان نسبت به ما مخالف است، به سخنان رقیب توجه نکن.
ور نیز ز ما خیانتی رفتدامان عنایتی بر آن پوش
هوش مصنوعی: هرچند که ممکن است خُلفی از ما سر زده باشد، اما لطف و مرحمت آن را میپوشاند و بیتوجهی به آن میکند.
از خواب در آمدم چو مستیمستی و چه مست رفته از هوش
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شدم و احساسی شبیه به مستی دارم، گویی که در حالت مستی، تمام حواسم را از دست دادهام.
دل گفت به من که ای نزاریاسرار نگاه دار و مخروش
هوش مصنوعی: دل به من گفت که ای نزار، رازها را حفظ کن و فاش نکن.
در خواب خیالهای مشکلبینند مولِّهانِ مدهوش
هوش مصنوعی: در خواب، آنهایی که تحت تأثیر قرار گرفتهاند، رؤیاهای پیچیده و دشواری را میبینند.
نقدی ست گرانبها که دیدیارزان ارزان به هیچ مفروش
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی بسیار ارزشمند و قیمتی به نظر میرسد، اما در واقع به راحتی و به شکل ناچیز عرضه میشود و ارزش واقعی آن نادیده گرفته میشود.