شمارهٔ ۷۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای عالم و احساس شکرگزاری سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر به جای زندگی پر از مشکلات، یک لحظه از زیباییهای زندگی را تجربه کند، خوشنود خواهد بود. او از تغییرات طبیعی مانند رویش گل و سرو به جای خار و خس یاد میکند و نشان میدهد که در برابر رقیبانش نگرانی ندارد. شاعر در پایان، از معشوقش میخواهد که به او نشان دهد که دیگر نمیتواند هجری را تحمل کند و در انتظار دیدن زیباییاش است.
دگر باره اگر بینم جمال عالم آرایشچو دامن بر نمی دارم سر شکرانه از پایش
هوش مصنوعی: اگر بار دیگر زیبایی این جهانی را ببینم، مانند دامن از پای او برنمیدارم و از شکرانهاش سر بر نمیدارم.
زبخت رفته خوش خندم ز عمر رفته خرسندماگر در سال ها باشد به من یک لحظه پروایش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه فرصتها و لحظات خوب زندگیام گذشته است، اما هنوز هم از خاطرات و تجاربم خوشحالم. اگر در سالهای زندگیام فقط یک لحظه یادآور آن احساسات خوب را داشته باشم، برایم کافی است.
ز خاکم سرو و گل آخر به جای خار و خس رستیاگر بر خاک برخونم فکندی سایه بالایش
هوش مصنوعی: من از خاک و گل رشد کردهام و به جای آنکه مانند خار و علف بدبخت باشم، اگر بر زمین بیفتم، سایهی بالایم را بر زمین میافکنم.
ز آشوب رقیبانش تفاوت نیست چندانیتواند چاره ای کردن ولی تا چون بود رایش
هوش مصنوعی: از درگیریها و جدالهای رقیبانش تفاوت چندانی ندارد؛ میتواند تدبیرهایی کند، اما تا وقتیکه رأیش اینگونه است، کار سختی خواهد داشت.
نزاری بعد از این جانا ندارد طاقت هجرانبیا بنمای قامت را قیامت بیش منمایش
هوش مصنوعی: نزاری دیگر نمیتواند دوری تو را تحمل کند. بیا و قامت زیبایت را نشان بده که دیگر طاقت دیدن دوریات را ندارد.