شمارهٔ ۷۲۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به صبح عاشقانه و لذت از شراب اشاره میکند. او میگوید که کسانی که رازها را درک کردهاند، از شرب شراب دست نمیکشند و این کار را به عنوان یک اصل میدانند. شاعر به انتقاد از کسانی میپردازد که ادعا میکنند از شراب نمینوشند و میگوید که بوی شراب او را hypnotize میکند و باعث مستیاش میشود. او همچنین به خودآگاهیاش از درد پا و ناچاریاش از ترک سجود اشاره میکند و از دیگران میخواهد که او را در این حالت مورد قضاوت قرار ندهند. در پایان، شاعر به اعتقاد به بازگشت به ذات اصلیاش اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که این عقیده قابل قبول است.
خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوعصبوح لازم حال است در اصول و فروع
هوش مصنوعی: خروس صدا زد و صبح شد. در اصول و فروع، بیدار شدن صبح الزامی است.
گزیر نیست ز شرب مدام و ماداممکه اهل راز درین شیوه کرده اند شروع
هوش مصنوعی: فرار از نوشیدن مداوم و همیشگی ممکن نیست، زیرا اهل معرفت و راز، این روش را از قدیم آغاز کردهاند.
حکیم نیست که گوید نمی خورم بادهبه نزد عقل روا نیست عذر نا مسموع
هوش مصنوعی: هیچ خردمندی نمیگوید که من شراب نمیخورم، چرا که عقل اجازه نمیدهد بهانهای برای این کار نپذیرد.
چو بوی می به دماغم رسد دلِ مستمشود کف افکن از اضطراب چون مصروع
هوش مصنوعی: وقتی بوی شراب به مشامم میرسد، دل شادابم از شدت خوشحالی و هیجان به تکاپو میافتد و به صورت ناخواسته از خود بیخود میشود.
غلام همت آن نیک نفس خوش نفسمکه خاطری متفرق همی کند مجموع
هوش مصنوعی: من وفادار به آن انسان نیکوکار و خوب نفس هستم که میتواند ذهن پراکنده مرا به آرامی متمرکز کند.
ز درد پا نتوانم ز پای خم برخاستشدم به حکم حرج فارغ از سجود و رکوع
هوش مصنوعی: به خاطر درد پا نمیتوانم از جا بلند شوم و به همین دلیل، بیتوجه به نماز و عبادت، از زمین بلند میشوم.
بیاورید و به پیکار در کشید مراکه من ز نسخه دیوان فطرتم موضوع
هوش مصنوعی: مرا به میدان جنگ آوردید، در حالی که من از الناحه طبیعی و سرشت خود دور شدهام.
چو مست آمدم از خنب خانه مبدامکن ملامتم این جا مگوی نا مشروع
هوش مصنوعی: وقتی مست و شاداب از میخانه بیرون آمدهام، تو نباید من را سرزنش کنی و در اینجا از کارهای ناپسند حرف بزنی.
در اعتقاد نزاری خلاف جایز نیستکه گفته اند که با اصل خود کنند رجوع
هوش مصنوعی: در دیدگاه نزاریها، امکان ندارد که در اصول اعتقادی خودشان به چیزی دیگر بازگردند یا خلافی مرتکب شوند، زیرا آنها معتقدند که باید به اصول اولیه خود وفادار بمانند.