شمارهٔ ۷۴۵
هوش مصنوعی: در این بیتها شاعر به اهمیت دوستی و یاری رسانی در زندگی اشاره میکند و بر ضرورت انتخاب دوستان خوب تأکید میکند. او به تلاش برای جستجوی یاران راستین و پرهیز از منافقان فراخوانده و عشق را به عنوان انگیزهای برای رسیدن به کمال معرفی میکند. همچنین، او به عدم اعتماد به کسانی که در ظاهر خوب به نظر میرسند، هشدار میدهد و میگوید که زندگی بدون یاری و همدلی دیگران، پُر از رنج و مشقت است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که حقیقت در باطن است و تنها با درک عمیق میتوان به آن دست یافت.
رفیقی هم دم و یاری موافقبه دست آور ببُر از هر منافق
هوش مصنوعی: دوست و یاری صمیمی و همفکر پیدا کن و از هر نوع نفرت و دورویی دوری کن.
برو یاری طلب کن کاندرین راهگزیرت نبود از یاری موافق
هوش مصنوعی: برو و از دیگران کمک بخواه، زیرا در این مسیر نمیتوانی بدون همراهی و حمایت دیگران پیش بروی.
بهانه عشق لیلی کن چو مجنوننظر گه رویِ عذرا کن چو وامق
هوش مصنوعی: عشق لیلی را دلیلی برای دیوانگی خود قرار بده، و وقتی به چهره عذرا نگاه میکنی، خود را شبیه وامق ببین.
مسلّم نیست کس بی پایمردیکه باشد دست گیر اندر عوایق
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به کسی کمک کند اگر او خود از عزم و اراده قوی برخوردار نباشد.
درین علّت بمیری گر طبیبتنباشد در مداوا نیک حاذق
هوش مصنوعی: اگر در درمان بیماریات پزشک خوبی نباشد، به خاطر این مشکل ممکن است بمیرّی.
به قومی التجا کن گر بصیریکه ایشان اند ممتاز از خلایق
هوش مصنوعی: به جمعیتی پناه ببر اگر بینایی داری، زیرا آنها از دیگر مردم متمایز هستند.
ترابر ذوقِ وهمی حالتی نیستکه ایشان راست بر محضِ حقایق
هوش مصنوعی: احساسات و تخیلات نمیتوانند به اندازه واقعیات و حقیقتها معتبر و قابل اعتماد باشند.
ولیکن صبحِ کاذب را نباشدفروغِ نورِ شمعِ صبحِ صادق
هوش مصنوعی: اما نور صبح دروغین، همانند روشنایی شمعی که صبح راستین را بشناساند، واقعی نیست.
نزاری بت پرست ار بت شکن باشدو رنگی در طریقت نیست لایق
هوش مصنوعی: ای نزار! اگر میخواهی بت پرستی را کنار بگذاری، باید بتشکن باشی. در راه حقیقت و سیر و سلوک، دو رنگی و نفاق جایی ندارد و شایسته نیست.
گر آن سالوسیان اهلِ صلاح اندعفا الله زمره ی رندانِ فاسق
هوش مصنوعی: اگر آن افرادی که به جمع سالوس مشهورند، در حقیقت نیکوکار باشند، خداوند از گروه رندانی که به فساد روی آوردهاند، درگذرد.
سراسر گنجِ دنیا عینِ رنج استفراغت نیست ممکن در علایق
هوش مصنوعی: تمام داراییهای این دنیا در واقع همان رنج و درد است و نمیتوان در پی وابستگیها و علایق، به آسودگی دست یافت.
فلک تا داغِ بی دادی نکردشکُله ننهاد بر فرقِ شقایق
هوش مصنوعی: آسمان تا زمانی که درد بیعدالتی را احساس نکرده، بر سر شقایق سایه نمیافکند.